منظومه‌ها - کارنامهٔ زندان

ملک‌الشعرای بهار

در طبیعت زن

ملک‌الشعرای بهار
راست خواهی زنان معمایند پیچ در پیچ و لای بر لایند
زن بود چون پیاز تو در تو کس ندارد خبر ز باطن او
نیست زن پای بند هیچ اصول بجز از اصل فاعل و مفعول
خویش را صد قلم بزک کردن غایتش زادن است و پروردن
در طبیعت طبیعتی ثانی است کارگاه نتاج انسانی است
زن به معنی طبیعتی دگر است چون طبیعت عنود و کور و کر است
هنرش جلب مایه و زاد است شغل او امتزاج و ایجاد است
آورد صنعتی که جان دارد هرچه دارد برای آن دارد
شود از هر جدید و تازه کسل جز از آن تازه کاو رباید دل
دل رباید که افتدش کاری و افکند طرح جان جانداری