اشعار محلی

ملک‌الشعرای بهار

شمارهٔ ۸ - غزل

ملک‌الشعرای بهار
بالای نقره زلف سیارکله پا مکن ای نازنین بشهر شلق شوربپا مکن
مثل همه بما مکنی ابروت تروش ابکار ر با همه بکن اما بما مگن
خون کزد چشمای تو دلم ر وحیا نکرد یکباربذش بگو: مکن ای بیحیا مکن
اگر مخی ه بهارکه دلت نگادری ا ه قذر بروی بچهٔ مردم نگا مکن