اشعار محلی

ملک‌الشعرای بهار

شمارهٔ ۲ - غزل

ملک‌الشعرای بهار
یقین درم اثر امشو بهایهای مو نیست که یار مسته و گوشش بگریه های مو نیست
خدا خدا چه ثمر ای موذناکامشو خدا خدای شمایه خدا خدای مو نیست
نمود خو نمه پامال و خونبها مه نداد زدم چو بر دمنش دست ، گفت پای مو نیست
بریز خونمه با دست نازنین خودت چره که بیتر ازی هیچه خونبهای مو نیست
بهار اگر شو صدبار بمیرم از غم دوست بجرم عشق و محبت ، هنوز جزای مو نیست