قطعات

ملک‌الشعرای بهار

شمارهٔ ۸۱ - لطیفه

ملک‌الشعرای بهار
مثقلی با من ز روی طنز گفت صحبت از فضلت به کشور می رود
گر ترا دستی است درعلم سیر کشف این رمزت میسر می رود
این جهان چه ؟ گاو چه ؟ ماهی کدام کز خیالش عقلم از سر می رود
گفتم اندر بی ثباتی های دهر زبن اشارت ها مکرر می رود
یعنی این دنیاست روی شاخ گاو پشت کردی ، تا به آخر می رود