قطعات

ملک‌الشعرای بهار

شمارهٔ ۶۹ - مطایبه

ملک‌الشعرای بهار
بهر بهار بازو وکون وکفل نماند کزسیل « استرپ تومیسین» دشت و تل نماند
گیرم که خواستند رهی را عمل کنند باقی تنی بجا ز برای عمل نماند
باید خرید هرکرمی بیست سی فرانک بایع فرنگی است ر مجال جدل نماند
پولی که بود خرج عروسی سینه شد چیزی پی هزینه ماه عسل نماند
دولت فقیر و ما همه از او فقیرتر نقدی بجا ز غارت دزد و دغل نماند
هرکس برای خ بش کلاهی تهیه دید بهر حقیر جز سر سخت کچل نماند
یاران به ملک و مال رسیدند و بهر ما جز زخم سینه حاصل سعی و عمل نماند