قطعات

ملک‌الشعرای بهار

شمارهٔ ۳۷ - پروانه

ملک‌الشعرای بهار
آن شمع دل افروز من از خانهٔ من رفت پروای گلم نیست که پروانهٔ من رفت
دارم صدف آسا کف خالی و لب خشک تا ازکفم آن گوهر یکدانهٔ من رفت
چون باغ خزان دیده ز پیرایه فتادم زبن شاخه پرگل که زگلخانهٔ من رفت