غزلیات

ملک‌الشعرای بهار

شمارهٔ ۴۸

ملک‌الشعرای بهار
اگر تو رخ بنمایی ستم نخواهد شد ز حسن و خوبی تو هیچ کم نخواهد شد
برون ز زلف تو یک حلقه هم نخواهد رفت کم از دهان تویی ذره هم نخواهد شد
گرم دو بوسه دهی جان دهم به شکرانه کرم ز خاطر اهل کرم نخواهد شد
تو پاک باش و برون آی بی حجاب و مترس کسی به صید غزال حرم نخواهد شد
اگر بر آن سری ای ماهرو که روز مرا کنی سیاه به زلفت قسم ، نخواهد شد
گرم زنی چو قلم بند بند، این سرمن ز بندگیت جدا یک قلم نخواهد شد
رقیب گفت بهار از تو سیر شد، هیهات به حرف مفت ، کسی متهم نخواهد شد