غزلیات

ملک‌الشعرای بهار

شمارهٔ ۲۸

ملک‌الشعرای بهار
اصلاح آشیانه به دست من و تو نیست توفیر آب و دانه به دست من و تو نیست
گر کارها به وفق مرادت نشد مرنج چون اختیار خانه به دست من و تو نیست
درکارهای رفته مکن داوری کزان جزقصه و فسانه به دست من و تو نیست
خامش نشین که تعبیهٔ نظم این جهان از حکمتست یا نه به دست من و تو نیست
خرسند باش تاگذرد خوش دو روز عمر گرداندن زمانه به دست من و تو نیست
خوش باش و عشق ورز و غنیمت شمار عمر کاین دهر جاودانه به دست من و تو نیست
ره ناپدید و غیب ندانستنی « بهار» می خور جز این بهانه به دست من و تو نیست