غزلیات

ملک‌الشعرای بهار

شمارهٔ ۱۰

ملک‌الشعرای بهار
چشم ساقی چو من از باده خرابست امشب حیف از آن دیده که آمادهٔ خوابست امشب
قمرا! پرده برافکن که ز شرم رخ تو چهرهٔ ماه فلک زیر نقابست امشب
نور روی قمر و عکس می و پرتو شمع چهره بگشاکه شب ترک حجابست امشب
با دل سوخته پروانه به شمعی می ‎گفت دادن بوسه به عشاق ثوابست امشب
چون بهار انده فردا مخور و باده بخور که همین یک نفس از عمر حسابست امشب