قصاید

ملک‌الشعرای بهار

شمارهٔ ۶۸ - عاقل

ملک‌الشعرای بهار
عاقل آن نیست که فضلی وکمالی دارد عاقل واقعی آنست که مالی دارد
ای پسر فضل وادب این همه تحصیل مکن فضل اندازه و تحصیل روالی دارد
اندربن دوره به مال است ، جمال همه کس نشود خوار، عزیزی که جمالی دارد
من پی علم شدم ، مدعیان در پی مال هرکسی خاصیتی بخشد و حالی دارد
ای پسر هرکه ترا خواهد و تعقیب کند برحذر باش از او، زانکه خیالی دارد
شاعر زنده فقیر است و تهیدست ولی ازپس مرگ عجب جاه و جلالی دارد
مرد عاقل دگر و آدم کامل دگرست آدمی شو اگرت عقل عقالی دارد
آدم آنست که با نفس خود از روی یقین روزوشب کشمکش وجنگ وجدالی دارد