قصاید

ملک‌الشعرای بهار

شمارهٔ ۵۶ - جهل عوام

ملک‌الشعرای بهار
این عامیان که در نظر ما مصورند هر روز دام کینه به ما بر بگسترند
ما پاسدار دین و کتاب پیمبریم وبنان عدوی دین و کتاب پیمبرد
دین نیست اینکه بینی در دست این گروه کاین مفسده است و این دنیان مفسدت گرند
وین رسم پاک نیست که دارند این عوام کاین بدعت است و این سف ها بدعت آورند
از ایزد و نبی نشناسند جز دو حرف کاینان اسیر گفته ی بابند و مادرند
کویی چرایکی است خدا، یارسول کیست اینان ز مادر و ز پدر حجت آورند
افلاک در نبشته کمال پیمبری وینان به کارنامه ی شق القمر درند