ترانه‌های خیام (صادق هدایت) - دم را دریابیم [۱۴۳-۱۰۸]

خیام

رباعی ۱۳۶

خیام
* دوْران جهان بی می و ساقی هیچ است، بی زمزمهٔ نای عراقی هیچ است؛
هر چند در احوال جهان می نگرم، حاصل همه عشرت است و باقی هیچ است.

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این کلام، شاعر با نگاهی واقع‌گرایانه و فلسفی به گذر عمر، بر پوچی و بی‌اعتباریِ جهانِ مادی تأکید می‌ورزد. او معتقد است که چون اساسِ هستی بر ناپایداری بنا شده است، نباید فرصت را از دست داد.

از منظر گوینده، تنها دستاوردِ ارزشمندِ حیات، غنیمت شمردنِ لحظات، شادخواری و بهره‌مندی از هنر و زیبایی‌ست؛ چرا که در نهایت، غیر از خوش‌باشی و لذت از دم، باقیِ امور جهان، سرابی بیش نیست.

معنای روان

* دوْران جهان بی می و ساقی هیچ است، بی زمزمهٔ نای عراقی هیچ است؛

گردش روزگار بدون باده و محبوب (ساقی) هیچ ارزشی ندارد و زندگی بدون آوای دل‌نوازِ ساز و موسیقی نیز پوچ و بی‌حاصل است.

نکته ادبی: نای عراقی در گذشته نام سازی بادی و خوش‌صدا بوده که نمادِ هنر و طرب در آن دوره محسوب می‌شده است.

هر چند در احوال جهان می نگرم، حاصل همه عشرت است و باقی هیچ است.

هرچقدر در احوال و سرنوشت جهان تامل می‌کنم، به این نتیجه می‌رسم که تنها ثمره و سودِ واقعیِ این زندگی، خوش‌گذرانی و شادی است و غیر از آن، همه چیز ناپایدار و هیچ است.

نکته ادبی: عشرت در ادبیات کلاسیک به معنای خوش‌باشی و بهره‌مندی از نعمت‌های دنیاست و در اینجا در تقابل با پوچی و نیستی قرار گرفته است.

آرایه‌های ادبی

تکرار هیچ است

تکرارِ این عبارت در پایانِ مصرع‌ها، ضرب‌آهنگی تأکیدی ایجاد کرده تا پوچیِ جهانِ بدونِ شادی را به رخ بکشد.

کنایه می و ساقی

نمادی برای لذت‌های دنیوی و غنیمت شمردنِ فرصت‌ها در برابرِ اندوهِ ناپایداریِ عمر.

نمادگرایی نای عراقی

اشاره به یک ابزارِ موسیقیِ خاص که نمادی از لطافت و طرب‌انگیزی در فضای تیره و تارِ دنیاست.