ترانه‌های خیام (صادق هدایت) - دم را دریابیم [۱۴۳-۱۰۸]

خیام

رباعی ۱۳۲

خیام
* می بر کف من نهْ که دلم تاب است، وین عمر گریزپای چون سیماب است،
دریاب که، آتش جوانی آب است، هش دار، که بیداری دولت خواب است.

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این کلامِ کوتاه و تأمل‌برانگیز، بازتاب‌دهنده اندیشه غنیمت‌شمردنِ دم و ناپایداریِ عمر آدمی است. شاعر با زبانی صریح، انسان را به هوشیاری در برابر گذرِ شتابانِ زمان فرامی‌خواند و او را دعوت می‌کند تا برای تسکینِ ناآرامی‌هایِ درونی، از خوشی‌هایِ گذرایِ زندگی بهره جوید.

در نگاهی دیگر، نویسنده با استفاده از تصویرسازی‌هایِ طبیعت‌گرایانه، همچون جریانِ جیوه و تضادِ میانِ آتش و آب، به مخاطب هشدار می‌دهد که نه جوانی و نه ثروت و مقام، هیچ‌کدام بقایی ندارند و در نهایت همچون رویایی زودگذر از کف می‌روند. این پیام، دعوتی است به رهایی از وابستگی‌هایِ دنیوی و پذیرشِ حقیقتِ فناپذیری.

معنای روان

* می بر کف من نهْ که دلم تاب است، وین عمر گریزپای چون سیماب است،

جامِ می را به دستم بده که دلم در تلاطم و بی‌قراری است؛ چرا که عمرِ آدمی همواره در حال فرار است و هیچ‌گاه در یک جا قرار نمی‌گیرد، درست مانند جیوه که لغزان است و نمی‌توان آن را در دست نگه داشت.

نکته ادبی: واژه سیماب (جیوه) در ادب فارسی نمادِ ناپایداری و لغزندگی است و تاب داشتن کنایه از بی‌قراریِ دل است.

دریاب که، آتش جوانی آب است، هش دار، که بیداری دولت خواب است.

قدرِ زمانِ حال را بدان که حرارت و شورِ دورانِ جوانی همچون آب است که به سرعت خاموش و ناپدید می‌شود؛ آگاه باش و هوشیار باش که تمامِ شکوه و دارایی‌هایِ این دنیا، چیزی جز خواب و خیالی بیش نیست.

نکته ادبی: آتشِ جوانی به آب تشبیه شده تا بیانگرِ پایان یافتنِ انرژی و عمر باشد و بیداریِ دولت کنایه از رسیدن به مقام و ثروت است که شاعر آن را وهم‌گونه و خواب‌مانند توصیف کرده است.

آرایه‌های ادبی

تشبیه عمر... چون سیماب

تشبیه عمر به جیوه برای نشان دادن ناپایداری و گریزپایی آن.

کنایه آتش جوانی آب است

اشاره به زوالِ حتمیِ قدرت و شورِ جوانی.

استعاره بیداری دولت خواب است

بهره‌گیری از نماد خواب برای بیان بی‌اعتباری و فریبندگی دنیا و ثروت.