ترانه‌های خیام (صادق هدایت) - دم را دریابیم [۱۴۳-۱۰۸]

خیام

رباعی ۱۳۰

خیام
* ای دوست بیا تا غم فردا نخوریم، وین یک دم عمر را غنیمت شمریم؛
فردا که ازین دیْر کهن درگذریم؛ با هفت هزارسالگان سربه سریم.

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این رباعی با زبانی ساده و لحنی حکیمانه، بر مفهوم دم غنیمتی تأکید دارد و مخاطب را به رهایی از اضطراب آینده و تمرکز بر لحظه حال فرا می‌خواند.

در نگاه شاعر، جهان همچون دیری کهن است که عمر آدمی در آن کوتاه است و مرگ، پایان تبعیض‌های دنیوی و رسیدن به برابری مطلق با گذشتگان است؛ بنابراین عاقلانه‌ترین راه، بهره بردن از همین فرصت اندک است.

معنای روان

* ای دوست بیا تا غم فردا نخوریم، وین یک دم عمر را غنیمت شمریم؛

ای دوست، بیا و اندوه و نگرانی برای آنچه هنوز نیامده است را رها کنیم و این فرصت کوتاه از زندگی را غنیمت بدانیم و از آن لذت ببریم.

نکته ادبی: غم خوردن در زبان فارسی کنایه از غصه خوردن و نگران بودن است و دم به معنای لحظه و فرصت کوتاه است.

فردا که ازین دیْر کهن درگذریم؛ با هفت هزارسالگان سربه سریم.

زیرا وقتی که ما از این جهان کهن و گذرا رخت بربندیم، در عالم پس از مرگ با کسانی که هزاران سال پیش از دنیا رفته‌اند، برابر و هم‌ردیف خواهیم بود.

نکته ادبی: دیر به معنی عبادتگاه و صومعه است که در عرفان و شعر به نمادی از جهان ناپایدار تبدیل شده است و هفت هزارسالگان کنایه از گذشتگان دور است.

آرایه‌های ادبی

کنایه غم خوردن

به معنای اندوهگین بودن و نگران آینده شدن.

استعاره دیر کهن

جهان به دیر یا صومعه‌ای تشبیه شده که محل اقامت موقت مسافران است.

کنایه سر به سر بودن

به معنای برابر و هم‌طراز بودن؛ کنایه از یکسان شدن وضعیت همه انسان‌ها در کام مرگ.