ترانه‌های خیام (صادق هدایت) - دم را دریابیم [۱۴۳-۱۰۸]

خیام

رباعی ۱۲۵

خیام
در دایرهٔ سپهر ناپیدا غور، می نوش به خوشدلی که دور است به جور؛
نوبت چو به دوْر تو رسد آه مکن، جامی است که جمله را چشانند به دوْر!

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به تأملی هستی‌شناسانه پیرامون ناپایداری عمر و گردشِ مرموزِ آسمان می‌پردازد. شاعر با نگاهی واقع‌گرایانه، بر این نکته تأکید دارد که چون جهان و رازهای آن بر آدمی پوشیده است و روزگار با بی‌تفاوتی نسبت به احوالِ ما می‌چرخد، بهتر است فرصتِ زیستن را غنیمت شمرد و با شادمانی سپری کرد.

در بخش دوم، پیامِ پذیرشِ مرگ به عنوان بخشی جدایی‌ناپذیر از چرخه حیات مطرح می‌شود. شاعر توصیه می‌کند که هنگامِ فرارسیدنِ نوبتِ رفتن، انسان نباید به بی‌تابی و اندوه روی آورد، چرا که مرگ سرنوشتی است که گریبان‌گیر همه موجودات خواهد بود و هیچ‌کس از این قاعده مستثنی نیست.

معنای روان

در دایرهٔ سپهر ناپیدا غور، می نوش به خوشدلی که دور است به جور؛

در این جهانِ بی‌کران و چرخشِ آسمان که ژرفای آن بر ما پنهان است، با شادمانی و دلخوشی زندگی کن؛ زیرا گردشِ روزگار بی‌رحم است و بر اساس هیچ منطقِ عادلانه‌ای نمی‌چرخد.

نکته ادبی: واژه 'سپهر' استعاره از آسمان و کنایه از دستِ تقدیر است و 'غور' به معنای عمق و نهایتِ یک امر است که در اینجا به ناشناخته بودنِ رازهای هستی اشاره دارد.

نوبت چو به دوْر تو رسد آه مکن، جامی است که جمله را چشانند به دوْر!

زمانی که نوبتِ مرگ و پایانِ زندگی تو فرا رسید، از سرِ حسرت آه و ناله مکن؛ چرا که مرگ، جامی است که سرنوشت برای همه انسان‌ها تدارک دیده و همه باید آن را در نوبتِ خود بنوشند.

نکته ادبی: واژه 'جام' استعاره از شرابِ هستی و در اینجا کنایه از مرگ و سرنوشتِ محتوم است که همه به ناچار از آن می‌نوشند.

آرایه‌های ادبی

استعاره جام

استعاره از مرگ و سرنوشت که همه باید آن را تجربه کنند.

ایهام و جناس دور

ایهام میانِ معنای گردشِ روزگار و نوبتِ زمانی برای هر فرد.

نماد دایره سپهر

نمادِ چرخه بی‌پایانِ روزگار و تقدیر که انسان در آن محصور است.