ترانه‌های خیام (صادق هدایت) - دم را دریابیم [۱۴۳-۱۰۸]

خیام

رباعی ۱۲۴

خیام
برخیز و مخور غم جهان گذران، خوش باش و دمی به شادمانی گذران
در طبْع جهان اگر وفایی بودی، نوبت به تو خود نیامدی از دگران.

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این قطعه، پیامی صریح و خردمندانه درباره بی‌اعتباری دنیا و ضرورت غنیمت شمردن دمِ زندگی دارد. شاعر با نگاهی واقع‌بینانه به ناپایداری هستی، مخاطب را از اندوه خوردن برای اموری که فانی هستند برحذر می‌دارد و او را به شادخواری و آرامش در لحظه کنونی فرا می‌خواند.

نگاه شاعر در این ابیات، یادآوری چرخه بی‌پایان زندگی و مرگ است. او با استدلالی منطقی بیان می‌کند که اگر دنیا قرار بود به کسی وفادار بماند، هرگز نوبت به ما نمی‌رسید، چرا که پیشینیان نیز با همین اشتیاق در این دنیا زیستند و رفتند. بنابراین، شایسته است که انسان به جای غصه‌خوردن، فرصت کوتاه حیات را به خوشی سپری کند.

معنای روان

برخیز و مخور غم جهان گذران، خوش باش و دمی به شادمانی گذران

برخیز و دست از اندوهگین بودن برای دنیایی که رو به زوال و رفتن است بردار. شاد باش و همین لحظه‌های کوتاه عمرت را با شادی و خوش‌دلی سپری کن.

نکته ادبی: عبارت «جهان گذران» صفتی برای دنیاست که ناپایداری آن را نشان می‌دهد؛ همچنین تقابل میان اندوه و شادی، محور اصلی این بیت است.

در طبْع جهان اگر وفایی بودی، نوبت به تو خود نیامدی از دگران.

اگر دنیا ذاتاً وفا داشت و قرار بود برای کسی بماند، هرگز نوبت به تو نمی‌رسید؛ چرا که پیش از تو، دیگران در این دنیا بودند و آن را ترک کردند تا به تو برسد.

نکته ادبی: «طبع جهان» به معنای سرشت و خوی دنیاست. واژه «نوبت» کنایه از چرخه مرگ و زندگی است که به نوبت به هر انسانی می‌رسد.

آرایه‌های ادبی

تضاد غم و شادمانی

شاعر برای تأکید بر تغییر وضعیت ذهنی انسان، اندوه و شادی را در کنار هم قرار داده تا بر ضرورت انتخاب شادی تأکید کند.

کنایه نوبت

نوبت کنایه از فرصت محدود زندگی است که میان انسان‌ها دست‌به‌دست می‌شود.

صفت فاعلی جهان گذران

استفاده از واژه گذران که نشان‌دهنده پویایی و ناپایداری همیشگی دنیاست.