ترانه‌های خیام (صادق هدایت) - هرچه باداباد [۱۰۰-۷۴]

خیام

رباعی ۹۸

خیام
* تنْگی می لعْل خواهم و دیوانی، سد رمقی باید و نصف نانی،
وانگه من و تو نشسته در ویرانی، خوشتر بود آن ز ملْکت سلطانی.

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر اندیشه‌ای است که لذتِ زندگی را در سادگی، دوری از هیاهوی قدرت و غنیمت شمردنِ فرصتِ با هم بودن می‌بیند. شاعر با زبانی صریح، تعلقات دنیوی و سلطنت را در برابرِ آرامشی که در دوشادوشِ یک یارِ همدل و اندکی خوراک و کتاب فراهم می‌شود، ناچیز می‌شمارد.

فضا و جوّ حاکم بر این سخن، خلوت‌گزینی و قناعت است. در نظرِ شاعر، گوشه‌ای دنج و دور از هیاهو (ویرانه) که در آن آزادی و آرامش باشد، بسی برتر از کاخِ سلطانی است که بندِ تعهدات و دغدغه‌های بی‌حاصل است. این نگاه، دعوتی است به رهایی از بندِ دنیا و چشیدنِ شهدِ زندگی در لحظه.

معنای روان

* تنْگی می لعْل خواهم و دیوانی، سد رمقی باید و نصف نانی،

من تنها به اندکی شرابِ سرخ و یک دیوان شعر قناعت می‌کنم و برای زنده ماندن، تنها به مقدار ناچیزی خوراک همچون نیم‌نانی بسنده می‌کنم.

نکته ادبی: واژه «تنگ» در اینجا به معنای ظرف و پیمانه کوچک است و «سد رمق» اصطلاحی است برای اشاره به خوراکی که تنها توانِ برخاستن و زیستن را به انسان می‌دهد.

وانگه من و تو نشسته در ویرانی، خوشتر بود آن ز ملْکت سلطانی.

و پس از فراهم شدنِ این مقدمات، اگر من و تو در گوشه‌ای دنج و دور از هیاهو بنشینیم، همین لحظات برای من از تمام قدرت و ثروتِ پادشاهی دلنشین‌تر است.

نکته ادبی: «ویرانی» در اینجا نمادی از گریز از تعلقات و دلبستگی‌های دنیوی است و «ملک سلطانی» کنایه از سلطه و حاکمیتی است که با دردسر همراه است.

آرایه‌های ادبی

تضاد ویرانی در برابر ملک سلطانی

شاعر با تقابلِ میان این دو، نشان می‌دهد که آرامش در بی‌آلایشی، بسیار ارزشمندتر از شکوهِ کاخ‌های سلطنتی است.

کنایه سد رمق

کنایه از حداقلِ نیازهای معیشتی برای زنده ماندن و قناعتِ پیشگی.

نماد می لعل

نمادی از لذتِ خالص، شادیِ لحظه‌ای و فراموشیِ غم‌های دنیا.