ترانه‌های خیام (صادق هدایت) - هرچه باداباد [۱۰۰-۷۴]

خیام

رباعی ۹۵

خیام
چون عمر به سر رسد، چه بغداد چه بلخ، پیمانه چو پر شود، چه شیرین و چه تلخ؛
خوش باش که بعد از من و تو ماه بسی، از سلْخ به غره آید، از غره به سلْخ!

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اشعار با تکیه بر جهان‌بینی خیامی، بر ناپایداری حیات و قطعیت مرگ تأکید دارند. شاعر با زبانی صریح بیان می‌کند که مرگ مرز و مکان نمی‌شناسد و گذر زمان بی‌اعتنا به وجود انسان، به حرکت بی‌پایان خود ادامه می‌دهد.

پیام بنیادین اثر، دعوت به دمی خوش‌باشی و اغتنام فرصت است. از آنجا که طبیعت و گردش افلاک پس از ما نیز به کار خود ادامه خواهند داد، غصه خوردن برای آینده یا حسرت گذشته، بیهوده است.

معنای روان

چون عمر به سر رسد، چه بغداد چه بلخ، پیمانه چو پر شود، چه شیرین و چه تلخ؛

وقتی که زمان عمر تمام شود و مرگ فرا برسد، تفاوت مکان‌ها (مانند بغداد و بلخ) بی‌معنا می‌شود؛ همچنان که وقتی پیمانه عمر لبریز شود، تفاوتی نمی‌کند که زندگی شیرین بوده یا تلخ، چرا که مرگ برای همه یکسان است.

نکته ادبی: واژه "پیمانه" استعاره از ظرفیت وجودی و عمر انسان است که با مرگ پر شده و دیگر جایی برای ادامه ندارد.

خوش باش که بعد از من و تو ماه بسی، از سلْخ به غره آید، از غره به سلْخ!

شاد باش و از زندگی لذت ببر، زیرا پس از مرگ من و تو نیز، روزگار به گردش خود ادامه می‌دهد و ماه‌های بسیاری از پایانِ خود (سلخ) به آغاز (غره) تبدیل می‌شوند و این چرخه بی‌پایان است.

نکته ادبی: "سلخ" در لغت به معنای پایان و در تقویم قمری به معنای روزهای پایانی ماه است و "غره" به معنای آغاز ماه و روز نخستین آن است.

آرایه‌های ادبی

استعاره پیمانه

استفاده از ظرف پیمانه برای نشان دادن محدودیت عمر انسان که با مرگ به کمال و پایان می‌رسد.

تضاد شیرین و تلخ / سلخ و غره

بهره‌گیری از تقابل‌های واژگانی برای اثبات اینکه نزد مرگ یا در برابر گردش روزگار، همه چیز ارزش یکسانی دارد.