ترانه‌های خیام (صادق هدایت) - هرچه باداباد [۱۰۰-۷۴]

خیام

رباعی ۹۳

خیام
چون نبست مقام ما درین دهر مقیم، پس بی می و معشوق خطایی است عظیم.
تا کی ز قدیم و محْدث امیدم و بیم؟ چون من رفتم، جهان چه محْدث چه قدیم.

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اثر با بیانی متفکرانه، بر ناپایداری و گذرا بودنِ عمرِ انسان در این جهان تأکید می‌ورزد. شاعر با نگاهی واقع‌بینانه به مرگ، دعوت می‌کند تا آدمی از غرق شدن در دغدغه‌های بیهوده و پرسش‌های پیچیده فلسفی که پاسخ قطعی برایشان نیست دست بشوید و به جای رنج و اندوه، لحظاتِ حال را غنیمت بشمارد و با بهره‌گیری از شادی و حضورِ محبوب، دمی به آرامش برسد.

در این نگاه، دلبستگی به بحث‌های انتزاعی درباره سرآغازِ هستی یا ترس از سرنوشتِ جهان، در برابرِ واقعیتِ انکارناپذیرِ مرگ، بی‌اهمیت جلوه می‌کند. پیام اصلی این است که چون پایانِ کارِ همه ما فنا و نیستی است، بهتر است زندگی را با خوشی و فارغ از تکلف‌های فکری سپری کنیم.

معنای روان

چون نبست مقام ما درین دهر مقیم، پس بی می و معشوق خطایی است عظیم.

از آنجا که ما در این جهان مسافر هستیم و قرار نیست ماندگار باشیم، زندگی کردن بدون بهره‌مندی از نشاط (شراب) و همراهی با معشوق، خطایی بزرگ و نابخشودنی است.

نکته ادبی: واژه مقام به معنای جایگاه و منزل و مقیم به معنای ساکن و ماندگار است. تکرار این ریشه، ناپایداری وضعیت انسان را به خوبی برجسته کرده است.

تا کی ز قدیم و محْدث امیدم و بیم؟ چون من رفتم، جهان چه محْدث چه قدیم.

تا کِی باید به خاطر بحث‌های پیچیده کلامی و فلسفی درباره اینکه جهان ازلی است یا تازه به وجود آمده، دچار امید و هراس باشیم؟ وقتی من از این جهان بروم، دیگر برایم هیچ فرقی نمی‌کند که ماهیت جهان چیست.

نکته ادبی: ترکیب قدیم و محدث به بحثی کلامی درباره حدوث و قدم عالم اشاره دارد که در آن زمان بسیار رایج بود و شاعر بیهودگیِ این جدل‌ها را در برابر مرگ نمایان کرده است.

آرایه‌های ادبی

تضاد (طباق) قدیم و محدث

تقابل میان ازلی بودن و نوپدید بودن که اشاره به بحث‌های کهن کلامی دارد.

پرسش انکاری تا کی ز قدیم و محدث امیدم و بیم

پرسشی که پاسخ آن نزد مخاطب معلوم است و برای القای تأکید بر بی‌فایده بودنِ این دغدغه‌ها به کار رفته است.

جناس اشتقاق مقام و مقیم

استفاده از واژگان هم‌ریشه برای تأکید بر موقتی بودن جایگاه انسان در دنیا.