ترانه‌های خیام (صادق هدایت) - هرچه باداباد [۱۰۰-۷۴]

خیام

رباعی ۸۵

خیام
* ای صاحب فتوی، ز تو پرکارتریم، با این همه مستی، از تو هشیارتریم؛
تو خون کسان خوری و ما خون رزان، انصاف بده؛ کدام خونخوارتریم؟

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات در نکوهشِ ریاکاری و قضاوت‌های ناعادلانه سروده شده است. شاعر در تقابلی جسورانه، میان زاهدِ ظاهر‌پرست (صاحب فتوی) و خود که در ظاهر گناهکار (مست) است، مقایسه‌ای اخلاقی می‌کند تا پوچی ادعایِ کسانی را که به نامِ دین، به ظلم و ستم مشغول‌اند، آشکار سازد.

پیام اصلیِ این اثر، نقدِ تندِ کسانی است که به جایِ گره‌گشایی از کارِ مردم، به ستم و استثمارِ آنان مشغول‌اند، حال‌آنکه کسانی که به خطاها و لذت‌هایِ دنیوی متهم‌اند، دست‌کم دامنشان به خونِ ناحقِ دیگران آلوده نیست.

معنای روان

* ای صاحب فتوی، ز تو پرکارتریم، با این همه مستی، از تو هشیارتریم؛

ای کسی که در مقامِ صدورِ فتوا و حکم شرعی هستی، ما در اموراتِ واقعیِ زندگی از تو کوشاتر و فعال‌تریم و با‌وجودِ اینکه در ظاهر مستِ شرابیم، در باطن از تو که مدعیِ هشیاری و دین‌داری هستی، آگاه‌تر و بیدار‌دل‌تریم.

نکته ادبی: صاحب فتوی در ادبیاتِ کناییِ فارسی به شخصیتی اشاره دارد که تنها ظاهرِ شرع را می‌بیند و از حقیقتِ معرفت بی‌بهره است.

تو خون کسان خوری و ما خون رزان، انصاف بده؛ کدام خونخوارتریم؟

تو با ستم و فریب، خونِ مردم را می‌مکی و ما تنها خونِ انگور (شراب) را می‌نوشیم. حالا انصاف داشته باش و قضاوت کن که کدام‌یک از ما حقیقتاً خون‌ریزتر و ظالم‌تریم؟

نکته ادبی: خونِ رزان استعاره‌ای درخشان برای شراب است که به سببِ سرخی‌اش به خون تشبیه شده است؛ این بیت به زیبایی تقابلِ ظلمِ اجتماعی و خطایِ فردی را به تصویر می‌کشد.

آرایه‌های ادبی

تضاد مستی و هشیاری

شاعر با استفاده از دو واژه متضاد، پوچی ادعایِ هشیاریِ زاهد و حقیقتِ بیداریِ دلِ عارف را به رخ می‌کشد.

کنایه خون کسان خوردن

کنایه از ظلم، استثمار، پایمال کردن حق مردم و ستم‌گری است.

استعاره خون رزان

استعاره از شراب که به سببِ رنگِ سرخِ آن، به خونِ تاک یا انگور تشبیه شده است.