ترانه‌های خیام (صادق هدایت) - ذرات گردنده [۷۳-۵۷]

خیام

رباعی ۷۰

خیام
* هان کوزه گرا بپای اگر هشیاری، تا چند کنی بر گل مردم خواری؟
انگشت فریدون و کف کیخسرو، برچرخ نهاده ای، چه می پنداری؟

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات با نگاهی فلسفی به ناپایداری قدرت و شوکت دنیوی می‌نگرند. شاعر با بهره‌گیری از تصویر کوزه‌گر، چرخ روزگار را به تصویر می‌کشد که چگونه پیکرِ پادشاهان و قدرتمندانِ دیروز را به خاک بدل کرده و امروز در دستان کوزه‌گر به شکل ظرفی ساده درآمده است.

درونمایه اصلی این شعر، دعوت به هوشیاری و بیداری است؛ یادآوری اینکه در نهایت، خاکِ تیره، سرنوشتِ همگان است و غرورِ انسانی در برابر چرخِ گردونِ هستی، پوچ و بی‌اعتبار می‌نماید.

معنای روان

* هان کوزه گرا بپای اگر هشیاری، تا چند کنی بر گل مردم خواری؟

ای کوزه‌گر، اگر ذره‌ای آگاهی و خرد در سر داری، مراقب باش و دست از این کار بردار؛ تا کی می‌خواهی خاکی را که روزگاری تن و جانِ انسان‌ها بوده است، با بی‌احترامی و خفت زیر و رو کنی و شکل دهی؟

نکته ادبی: واژه هان برای تنبیه و آگاه‌سازی به کار رفته است. خواری در اینجا به معنای پست شمردن و بی‌ارزش دانستنِ خاک است که در واقع همان پیکرِ انسان‌های گذشته است.

انگشت فریدون و کف کیخسرو، برچرخ نهاده ای، چه می پنداری؟

تو گویی در حال ساختن کوزه هستی، اما نمی‌دانی که این گِلی که بر چرخِ کوزه‌گری نهاده‌ای، ممکن است اجزای بدنِ شاهانی بزرگ همچون فریدون و کیخسرو باشد؛ پس با چه پندارِ خامی به این کار مشغول هستی؟

نکته ادبی: فریدون و کیخسرو نمادهای پادشاهی و قدرت در اساطیر ایران هستند. ذکر این اسامی برای تأکید بر این است که حتی بزرگ‌ترین قدرتمندان نیز به خاک تبدیل شده‌اند.

آرایه‌های ادبی

تلمیح فریدون و کیخسرو

اشاره به پادشاهان اساطیری ایران برای نشان دادن بی‌پایداری قدرت و مقام در برابر چرخ روزگار.

مجاز و نماد گل

گل در اینجا استعاره از پیکر انسان است که پس از مرگ به خاک تبدیل شده است.

پرسش انکاری تا چند کنی بر گل مردم خواری؟ / چه می پنداری؟

پرسش‌هایی که پاسخشان روشن است و برای برانگیختن تأمل و تفکر در مخاطب به کار رفته‌اند.