ترانه‌های خیام (صادق هدایت) - ذرات گردنده [۷۳-۵۷]

خیام

رباعی ۶۸

خیام
زان کوزهٔ میْ که نیست در وی ضرری، پر کن قدحی بخور، به من دهْ دگری،
زان پیشتر ای پسر که دررهْگذری، خاک من و تو کوزه کند کوزه گری.

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این سروده، برآمده از اندیشه‌های ژرف پیرامون ناپایداری جهان و ضرورت غنیمت شمردن لحظات است. شاعر با نگاهی واقع‌گرایانه به مرگ، انسان را به رهایی از اندوه و بهره‌مندی از شادی‌های ساده دعوت می‌کند، چرا که زندگی فرصتی بسیار کوتاه است.

تصویرِ کوزه و کوزه‌گر، نمادی از چرخه بازگشت انسان به طبیعت است. شاعر تأکید دارد که جسم ما سرانجام به خاک بدل خواهد شد و این چرخه بی‌توقف ادامه دارد، پس خردمندانه آن است که پیش از آنکه زمان، فرصت را از ما بستاند، با شادمانی زیست کنیم.

معنای روان

زان کوزهٔ میْ که نیست در وی ضرری، پر کن قدحی بخور، به من دهْ دگری،

از آن شرابی که هیچ رنج و زیانی در آن نیست، پیاله‌ای پر کن و بنوش و جام دیگری نیز به دست من بسپار.

نکته ادبی: اشاره به می به عنوان نمادی از سرخوشی و رهایی از بندهای فکری و غم‌های جهان؛ در اینجا می، نوشیدنی بی‌ضرر و مایه شادی است.

زان پیشتر ای پسر که دررهْگذری، خاک من و تو کوزه کند کوزه گری.

ای دوست، پیش از آنکه زمانه تو را به خاک تبدیل کند و کوزه‌گری از خاکِ تنِ تو کوزه‌ای بسازد، از فرصت کوتاه زندگی بهره‌مند شو.

نکته ادبی: کوزه‌گر در اینجا استعاره‌ای از دست تقدیر و چرخه طبیعت است که اجزای بدن مردگان را بازیافت می‌کند.

آرایه‌های ادبی

استعاره کوزه‌گر

اشاره به روزگار و دست تقدیر که از خاک مردگان، موجودات یا اشیای جدیدی پدید می‌آورد.

نمادپردازی کوزه

نماد جسم مادی انسان که در نهایت به خاک تبدیل شده و به چرخه طبیعت بازمی‌گردد.

مراعات نظیر کوزه، خاک، کوزه‌گر، قدح

گردهمایی واژگانی از یک میدان معنایی که فضای کلی شعر را منسجم کرده است.