ترانه‌های خیام (صادق هدایت) - گردش دوران [۵۶-۳۵]

خیام

رباعی ۵۳

خیام
این کهنه رباط را که عالم نام است آرامگه ابْلق صبح و شام است،
بزمی است که واماندهٔ صد جمشید است، گوری است که خوابگاه صد بهرام است!

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

شاعر در این ابیات با نگاهی فلسفی و عبرت‌آموز، دنیا را به کاروانسرایی کهنه و فرسوده تشبیه می‌کند که اقامتگاهی موقت برای همه آدمیان است.

وی تأکید می‌کند که این جهان، در عین حال که بزمگاهِ گذشتگانِ نامدار بوده است، گورستانی است که بزرگان و پادشاهان قدرتمند را در کام خود فرو برده و این حقیقتِ تلخِ ناپایداریِ زندگی را به تصویر می‌کشد.

معنای روان

این کهنه رباط را که عالم نام است آرامگه ابْلق صبح و شام است،

این دنیا که به کاروانسرایی کهنه و فرسوده شباهت دارد، محلِ آمد و شدِ مداوم روز و شب است که مانند اسبی دو رنگ در پی هم می‌دوند.

نکته ادبی: رباط به معنای کاروانسرا و نماد موقتی بودن جهان است و ابلق با اشاره به رنگِ اسب، استعاره از تضادِ همیشگیِ روز و شب دارد.

بزمی است که واماندهٔ صد جمشید است، گوری است که خوابگاه صد بهرام است!

این دنیا مجلسی است که تنها بازمانده‌ای از شکوهِ صدها جمشید (پادشاه اسطوره‌ای) است و در عین حال گورستانی است که خوابگاهِ همیشگی صدها بهرام (پادشاه ساسانی) محسوب می‌شود.

نکته ادبی: جمشید و بهرام به عنوان نمادهای شکوه و اقتدارِ باستانی، برای تأکید بر زوالِ قدرت در برابرِ مرگ استفاده شده‌اند.

آرایه‌های ادبی

استعاره کهنه رباط

تشبیه دنیا به کاروانسرایی قدیمی برای نشان دادن موقتی بودن آن.

استعاره ابلق

تشبیه روز و شب به اسبی دورنگ (سیاه و سفید) که به سرعت در گذرند.

تضاد بزم و گور

ایجاد تقابل میان جلوه‌های ظاهری زندگی و حقیقتِ نهایی آن که مرگ است.

تلمیح جمشید و بهرام

اشاره به پادشاهان قدرتمند گذشته برای تأکید بر فناپذیری قدرت و شوکت.