ترانه‌های خیام (صادق هدایت) - گردش دوران [۵۶-۳۵]

خیام

رباعی ۵۰

خیام
ما لعْبتگانیم و فلک لعبت باز، از روی حقیقتی نه از روی مجاز؛
یک چند درین بساط بازی کردیم، رفتیم به صندوق عدم یک یک باز!

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

درون‌مایه اصلی این اثر، نگاهی فلسفی و خیام‌گونه به ناپایداری زندگی و جبر حاکم بر هستی است. شاعر، جهان را به صحنه‌ی نمایشی تشبیه می‌کند که در آن انسان‌ها همچون عروسک‌های خیمه‌شب‌بازی، فاقد اختیار بوده و بازیچه‌ی دستِ سرنوشت یا گردون هستند.

این قطعه با زبانی روشن، سرنوشتِ محتومِ آدمی را ترسیم می‌کند که پس از دوره‌ای کوتاه از نقش‌آفرینی در جهان هستی، سرانجام به دیار نیستی بازمی‌گردد. پیام اصلی آن، پذیرشِ گذرا بودنِ عمر و بازگشتِ ناگزیرِ همگان به آغوشِ خاموشِ مرگ است.

معنای روان

ما لعْبتگانیم و فلک لعبت باز، از روی حقیقتی نه از روی مجاز؛

ما انسان‌ها همچون عروسک‌های بی‌اراده‌ای در دست خیمه‌شب‌بازیِ روزگار هستیم؛ این سخنی راستین و واقعی است و نه استعاره‌ای خیالی که برای آراستن کلام به کار رفته باشد.

نکته ادبی: واژه‌ی «لعبت» به معنای عروسک و «لعبت‌باز» به معنای گرداننده‌ی عروسک‌هاست. شاعر با آوردن «از روی حقیقت» بر قطعی بودنِ این نگاه جبری تاکید می‌ورزد.

یک چند درین بساط بازی کردیم، رفتیم به صندوق عدم یک یک باز!

زمانی کوتاه را بر روی صفحه‌ی این جهان به بازیگری پرداختیم و سرانجام همگی، تک‌تک، به درون جعبه‌ی نیستی و گور بازگشتیم.

نکته ادبی: «صندوق عدم» استعاره‌ای درخشان از گور و جهانِ پس از مرگ است که بازگشتِ عروسک‌ها به جعبه پس از پایان نمایش را تداعی می‌کند.

آرایه‌های ادبی

استعاره فلک لعبت‌باز

تشبیه گردش روزگار به خیمه‌شب‌بازی که انسان‌ها را می‌گرداند.

استعاره صندوق عدم

تشبیه گور به صندوقی که عروسک‌ها پس از پایان نمایش در آن جای می‌گیرند.

تمثیل کل ابیات

تشبیه کل هستی به صحنه‌ی خیمه‌شب‌بازی و انسان‌ها به عروسک‌های مسلوب‌الاختیار.