ترانههای خیام (صادق هدایت) - گردش دوران [۵۶-۳۵]
رباعی ۳۶
خیامدرک و برداشت
هوش مصنوعیدرونمایه و پیام
این ابیات با زبانی دریغگویانه، به ناپایداری زندگی و گذر شتابان عمر اشاره دارند. شاعر در این قطعه با نگاهی واقعبینانه به پدیدۀ مرگ، از اینکه فرصتهای زندگی به سادگی از دست میروند و هیچ راهی برای آگاهی از احوال پس از مرگ وجود ندارد، اظهار تأسف میکند.
فضای حاکم بر این سخن، آمیزهای از اندوهِ هستیشناسانه و حیرت در برابر ناشناختههای ابدی است. شاعر با یادآوری این نکته که هیچ مسافری از سفر مرگ بازنگشته تا خبری از مقصد نهایی بیاورد، دلهره و کنجکاوی درونی بشر را نسبت به راز بزرگ مرگ به تصویر میکشد.
معنای روان
دریغا که سرمایهی عمر از دست رفت و در مسیر رسیدن مرگ، چه بسیار انسانهایی که با رنج و اندوه فراوان جان باختند.
نکته ادبی: سرمایه استعاره از عمر و جوانی است. جگر خون شدن کنایه از رنج و اندوه شدید است و اجل به معنای مرگ و پایان فرصتها به کار رفته است.
هیچکس از عالم پس از مرگ بازنگشته است که بتوانم از او بپرسم بر سر کسانی که این دنیا را ترک کردهاند، چه آمده است.
نکته ادبی: آن جهان اشاره به عالم غیب و پس از مرگ دارد و مسافران دنیا استعارهای برای گذشتگان و مردگان است که این مسیر را طی کردهاند.
آرایههای ادبی
به معنای عمر و فرصتهای زندگی انسان که مانند دارایی گرانبها از دست رفته است.
کنایه از تحمل رنج و غم بسیار و مرگ و میر در مواجهه با حادثه ناگزیر مرگ.
مرگ به موجودی که دارای پاست تشبیه شده که گویی انسان در مسیر رسیدن به آن است.