رباعیات

خیام

رباعی شمارهٔ ۱۷۳

خیام
زان کوزهٔ می که نیست در وی ضرری پر کن قدحی بخور بمن ده دگری
زان پیشتر ای صنم که در رهگذری خاک من و تو کوزه کند کوزه گری

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این کلام، نگاهی فیلسوفانه به گذر عمر و ناپایداری هستی دیده می‌شود. شاعر با زبانی صریح، مخاطب را به درک لحظه حال دعوت می‌کند، چرا که بر این باور است که آینده در هاله‌ای از ابهام است و آنچه حقیقت دارد، همین دمی است که در اختیار داریم.

تمثیلِ کوزه و کوزه‌گر در این اثر، بازتابی از چرخه بازگشت انسان به خاک و پیوند او با طبیعت است. این نگاهِ عبرت‌آموز به جای اندوه، دعوتی است به رهایی از بندِ آینده‌نگریِ اضطراب‌آور و غنیمت‌شمردنِ فرصت‌ها در کنار یاران و عزیزان.

معنای روان

زان کوزهٔ می که نیست در وی ضرری پر کن قدحی بخور بمن ده دگری

از آن شرابِ پاک و بی‌آزاری که نوشیدنش هیچ ضرری به همراه ندارد، جامی پر کن و بنوش؛ سپس جام دیگری نیز برای من بریز تا شریکِ لذتِ این لحظه باشیم.

نکته ادبی: می در اینجا استعاره از آگاهی و لذت‌های معنوی یا مادیِ پاک است که باعثِ فراموشیِ غم‌های بیهوده می‌شود.

زان پیشتر ای صنم که در رهگذری خاک من و تو کوزه کند کوزه گری

ای معشوقِ زیباروی، پیش از آنکه سرنوشت و گذرِ زمان، پیکرِ خاکیِ من و تو را به خاک بدل کند و کوزه‌گری آن را به ظرفی تازه بَدَل نماید، باید از زندگی بهره برد.

نکته ادبی: صنم به معنای بت است که در شعر فارسی برای ستایشِ زیباییِ معشوق به کار می‌رود و در اینجا نشان‌دهنده نزدیکیِ عاطفی است.

آرایه‌های ادبی

استعاره کوزهٔ می

اشاره به ظرفِ وجودِ انسان و تجربیاتِ لذت‌بخش و آگاهی‌آورِ زندگی که باید پیش از پایان یافتنِ عمر از آن بهره جست.

نماد کوزه گری

نمادی از چرخه‌ی طبیعت و سرنوشتِ محتومِ انسان که پس از مرگ، اجزای بدنِ او را دوباره به چرخه حیات بازمی‌گرداند.

خطاب ای صنم

روی آوردنِ شاعر به مخاطب برای ایجاد صمیمیت و همراهی در درکِ حقیقتِ تلخِ فناپذیریِ انسان.