رباعیات

خیام

رباعی شمارهٔ ۱۶۲

خیام
ای دوست حقیقت شنواز من سخنی با باده لعل باش و با سیم تنی
کانکس که جهان کرد فراغت دارد از سبلت چون تویی و ریش چو منی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این کلامِ نغز، دعوتی است به اغتنام وقت و بهره‌مندی از لحظاتِ گذرا. شاعر با نگاهی واقع‌بینانه بر ناپایداریِ زندگی تأکید می‌کند و انسان را از دلبستگی به زوائدِ دنیوی و تفاخراتِ ظاهری برحذر می‌دارد.

درونمایه اصلی این ابیات، بی‌اعتباریِ تعلقاتِ مادی در پیشگاهِ خالقِ هستی است. با اشاره به اینکه آفریدگارِ جهان بی‌نیاز از ویژگی‌های ظاهریِ مخلوقات است، بر این باور تأکید می‌ورزد که درگیر کردنِ ذهن به ظواهر و قضاوت درباره دیگران، بیهوده‌ترین کار است.

معنای روان

ای دوست حقیقت شنواز من سخنی با باده لعل باش و با سیم تنی

ای رفیق، حقیقتی را از من بشنو: روزگار را به کامرانی و خوش‌باشی با شرابِ سرخ‌فام و هم‌نشینی با یاری که چون نقره درخشان و زیباست، سپری کن.

نکته ادبی: ترکیب سیم‌تن، تشبیهی است که در آن معشوق به دلیل سفیدی و درخشش پوست به نقره مانند شده است.

کانکس که جهان کرد فراغت دارد از سبلت چون تویی و ریش چو منی

زیرا آن آفریدگاری که جهان را پدید آورد، هیچ اعتنا و نیازی به ظاهر و ویژگی‌های من و تو ندارد و چنین اموری برای او اهمیتی ندارد که درگیرشان شود.

نکته ادبی: اشاره به سبلت و ریش، کنایه‌ای از تفاخراتِ ظاهری و هویتیِ انسان است که نزدِ حق تعالی هیچ اعتباری ندارند.

آرایه‌های ادبی

استعاره باده لعل

اشاره به شرابِ سرخ‌فام که نمادی از شادی و غنیمت‌شمردنِ وقت است.

کنایه سبلت و ریش

کنایه از ظواهرِ جسمانی و تفاخراتِ دنیوی که نزدِ خالق بی‌ارزش است.

تشبیه سیم‌تن

تشبیه بدنِ معشوق به سیم (نقره) برای نشان دادنِ درخشش و زیبایی آن.