رباعیات

خیام

رباعی شمارهٔ ۱۵۵

خیام
تا کی غم آن خورم که دارم یا نه وین عمر به خوشدلی گذارم یا نه
پرکن قدح باده که معلومم نیست کاین دم که فرو برم برآرم یا نه

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر اندیشه ناپایداری جهان و تأکید بر مغتنم شمردنِ دم و لحظه حال است. شاعر با نگاهی پرسشگرانه، اضطراب برای آینده و دغدغه‌های مادی را پوچ می‌انگارد و تنها راه رهایی از این تشویش را نوشیدنِ جامِ زندگی و خوش‌باشی در لحظه می‌داند.

در واقع این سروده‌ها دعوتی است به رهایی از بندِ آینده‌ی نامعلوم و تمرکز بر لذتِ نقدِ هستی؛ چرا که زندگی در نظر شاعر، چنان کوتاه و شکننده است که حتی تداومِ یک دمِ بازگشت‌ناپذیر نیز در هاله‌ای از ابهام و تردید قرار دارد.

معنای روان

تا کی غم آن خورم که دارم یا نه وین عمر به خوشدلی گذارم یا نه

تا چه زمانی باید غصه بخورم که آیا ثروتی خواهم داشت یا خیر، و اینکه آیا این عمر کوتاه را به شادکامی سپری می‌کنم یا به حسرت و اندوه؟

نکته ادبی: غم خوردن کنایه از غصه و اندوهگین بودن است. پرسش در اینجا از نوع پرسش انکاری است که بر بیهودگیِ این اضطراب‌ها دلالت دارد.

پرکن قدح باده که معلومم نیست کاین دم که فرو برم برآرم یا نه

جامِ شراب را برایم پر کن، چرا که هیچ اطمینانی نیست که نفسی را که فرو می‌برم، دوباره بتوانم بیرون بدهم و زنده بمانم.

نکته ادبی: دم فرو بردن و برآوردن استعاره‌ای است از کوتاهیِ عمر که به زمانِ کوتاه بینِ یک دم و بازدم اشاره دارد و اوجِ ناپایداری حیات را به تصویر می‌کشد.

آرایه‌های ادبی

پرسش انکاری تا کی غم آن خورم... یا نه

پرسش‌هایی که نه برای دریافت پاسخ، بلکه برای نشان دادنِ بیهودگیِ اضطراب‌ها و ناپایداریِ روزگار مطرح شده‌اند.

نماد قدح باده

نمادی از زندگی، لحظاتِ خوش، و غنیمت شمردنِ فرصتِ محدودِ حیات در برابرِ اندوه‌های دنیا.

کنایه دم که فرو برم برآرم

کنایه از کوتاهیِ عمر و نهایتِ بی‌اطمینانی نسبت به زنده ماندن در لحظه‌ی بعد.