رباعیات

خیام

رباعی شمارهٔ ۱۴۶

خیام
مشنو سخن از زمانه ساز آمدگان می خواه مروق به طراز آمدگان
رفتند یکان یکان فراز آمدگان کس می ندهد نشان ز بازآمدگان

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات با نگاهی فلسفی و خیامی، بر ناپایداری روزگار و فریبکاریِ اهلِ دنیا تأکید می‌ورزند. شاعر در فضایی آکنده از تردید و تأمل، مخاطب را از همنشینی و شنیدنِ کلامِ اهلِ تزویر و فرصت‌طلبان برحذر می‌دارد و او را به جستجوی حقیقتِ ناب و لذت بردن از لحظه‌ی اکنون دعوت می‌کند.

در ادامه، شاعر با نگاهی واقع‌گرایانه به مسئله‌ی مرگ و فقدانِ حیاتِ دوباره می‌پردازد. این اشعار بیانگرِ این حقیقتِ تلخ است که آمدن به این جهان، پایانی محتوم دارد و هیچ بشری از اسرارِ پس از مرگ یا بازگشت به آن آگاهی ندارد و این دایره‌ی هستی، رازی سربه‌مهر باقی مانده است.

معنای روان

مشنو سخن از زمانه ساز آمدگان می خواه مروق به طراز آمدگان

سخنِ کسانی را که فرصت‌طلب هستند و خود را با هر وضعیتی تطبیق می‌دهند (ریاکاران)، نشنیده بگیر. در عوض، در جستجوی حقیقت یا لذتی باش که مانند شرابِ تصفیه‌شده، زلال و خالص است.

نکته ادبی: «زمانه‌ساز» صفتِ کسانی است که به مقتضای زمان تغییر رنگ می‌دهند (مصلحت‌بینان). «مروق» به معنای شرابِ صاف و بی‌غش است که استعاره از خلوص و راستی است.

رفتند یکان یکان فراز آمدگان کس می ندهد نشان ز بازآمدگان

همه کسانی که به این دنیا آمده‌اند، یک‌به‌یک از آن رفته‌اند. هیچ‌کس نیست که از مردگان خبری بیاورد یا نشانه‌ای از کسانی که از دنیای پس از مرگ بازگشته باشند، به دست دهد.

نکته ادبی: «فراز آمدگان» کنایه از کسانی است که پا به هستی گذاشته‌اند. این بیت بیانگرِ مفهومِ «مرگ به مثابه سفری بی‌بازگشت» است که از مضامینِ بنیادینِ ادبیاتِ غنایی و فلسفی محسوب می‌شود.

آرایه‌های ادبی

استعاره می مروق

اشاره به شرابِ صاف و تصفیه‌شده که نمادی از حقیقتِ خالص و یا لذتِ بی‌دغدغه در برابرِ کلامِ آلوده به تزویر است.

کنایه زمانه‌ساز آمدگان

اشاره به افرادی که با ریاکاری و مصلحت‌اندیشی، خود را با هر وضعیتی وفق می‌دهند و از اصول و حقیقت دوری می‌کنند.

تکرار و جناس آمدگان

تکرار واژه‌ی «آمدگان» در پایان ابیات، علاوه بر ایجاد موسیقی گوش‌نواز، بر چرخه‌ی تولد و مرگ و سرنوشتِ مشترکِ تمامیِ انسان‌ها تأکید دارد.