رباعیات

خیام

رباعی شمارهٔ ۱۳۳

خیام
هر یک چندی یکی برآید که منم با نعمت و با سیم و زر آید که منم
چون کارک او نظام گیرد روزی ناگه اجل از کمین برآید که منم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر حقیقتِ گریزناپذیر مرگ و پوچیِ تفاخر به ثروت‌های دنیوی است. شاعر با نگاهی واقع‌بینانه، فرآیندِ ظهور و سقوطِ انسان‌های مغرور را ترسیم می‌کند که تصور می‌کنند با داشتن مال و منال، صاحبِ قدرت و ماندگاری هستند.

مفهوم بنیادین این است که زندگیِ انسان، عرصه‌ای گذراست و در اوجِ نظم و سامان‌گرفتنِ امور دنیوی، مرگ همچون سایه‌ای در کمین است تا با یک حضورِ قاطع، تمامِ ادعاهای منیتِ بشری را درهم بکوبد و ثابت کند که فرمانروایِ نهایی بر سرنوشت، نیستی است.

معنای روان

هر یک چندی یکی برآید که منم با نعمت و با سیم و زر آید که منم

هر از چند گاهی فردی تازه‌نفس با تکیه بر ثروت، دارایی و اندوخته‌های نقره و طلای خود، با غرور و خودپسندی قدم به میدان می‌گذارد و ادعای بزرگی و سروری می‌کند.

نکته ادبی: عبارت 'هر یک چندی' به معنای دوره‌ای و زمان‌بندی شده است. 'سیم و زر' کنایه از تمامِ سرمایه‌های مادی است که در آن عصر، معیاری برای سنجشِ اعتبارِ اجتماعی بود.

چون کارک او نظام گیرد روزی ناگه اجل از کمین برآید که منم

درست زمانی که کارهای آن شخصِ مغرور به سرانجام می‌رسد و زندگی‌اش رنگِ آسایش و نظم به خود می‌گیرد، ناگهان مرگ از گوشه‌ای پنهان نمایان می‌شود و با همان لحنِ مدعی، می‌گوید: این منم که پایان‌بخشِ کارها هستم.

نکته ادبی: واژه 'کارک' در اینجا تحقیرآمیز است؛ استفاده از 'ک' تصغیر برای اشاره به کوچکی و ناچیزیِ تلاش‌های انسان در برابر تقدیر است. 'اجل' به معنای مرگِ مقدر شده است.

آرایه‌های ادبی

تشخیص (شخصیت‌بخشی) ناگه اجل از کمین برآید

شاعر مرگ را به موجودی زنده و هوشمند تشبیه کرده که در کمین نشسته و منتظر فرصت برای غافلگیر کردن انسان است.

تکرار (ردالصدر) که منم

تکرارِ این عبارت در پایانِ ابیات، تأکیدی بر تقابلِ ادعایِ پوشالیِ انسان با واقعیتِ قاطعِ مرگ است.

کنایه سیم و زر

اشاره به دارایی‌های مادی و نمادی از دنیاطلبی و وابستگی به مظاهر دنیوی.