رباعیات

خیام

رباعی شمارهٔ ۱۲۷

خیام
چون نیست مقام ما در این دهر مقیم پس بی می و معشوق خطائیست عظیم
تا کی ز قدیم و محدث امیدم و بیم چون من رفتم جهان چه محدث چه قدیم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر جهان‌بینی خاص خیامی است که بر محوریتِ ناپایداری و گذرا بودنِ عمر انسان در این جهان استوار است. شاعر با نگاهی واقع‌گرایانه و فلسفی، تأکید می‌کند که چون عمر آدمی بسیار کوتاه و اقامت او در دنیا موقتی است، صرف وقت برای دغدغه‌های ذهنیِ بی‌پایان یا بی‌توجهی به شادی‌های اصیلِ زندگی، خطایی نابخشودنی است.

درونمایه اصلی این قطعات، دعوت به غنیمت شمردنِ لحظات حال و رهایی از بندِ اضطراب‌های کلامی و انتزاعی است. شاعر با طرحِ پرسشی استدلالی، تمامیِ مباحثِ پیچیده فلسفی درباره خلقت را در برابرِ واقعیتِ قطعیِ مرگ، کوچک و بی‌معنا جلوه می‌دهد و انسان را به آرامش و لذت‌جویی در اکنونِ زندگی فرامی‌خواند.

معنای روان

چون نیست مقام ما در این دهر مقیم پس بی می و معشوق خطائیست عظیم

از آنجایی که دنیا جایگاه ماندن نیست و عمر ما در آن بسیار کوتاه است، پس زندگی کردن بدون نوشیدنِ شراب و بودن در کنارِ معشوق، یک اشتباه بسیار بزرگ است.

نکته ادبی: واژه 'مقیم' در اینجا به معنای ساکن و ماندگار است و 'دهر' به مفهوم زمانه و روزگار به کار رفته که در ادبیات کلاسیک کنایه از جهان فانی است.

تا کی ز قدیم و محدث امیدم و بیم چون من رفتم جهان چه محدث چه قدیم

تا چه زمانی باید به خاطر مسائلِ مربوط به ذاتِ خداوند (قدیم) و پدیده‌های نوظهورِ جهان (محدث) دچارِ امید و ترس باشم؟ وقتی قرار است من از این دنیا بروم، چه اهمیتی دارد که جهان نو باشد یا کهنه؟

نکته ادبی: تضادِ 'قدیم' (ذاتِ ازلی) و 'محدث' (پدیده‌های زمانی و حادث) از اصطلاحاتِ مهمِ کلامی و فلسفیِ دورانِ خیام است که او برای نشان دادن بیهودگیِ جدل‌های کلامی از آن‌ها بهره برده است.

آرایه‌های ادبی

تضاد قدیم و محدث

بهره‌گیری از دو واژه متضاد در علم کلام برای نشان دادنِ بیهودگیِ دغدغه‌های ذهنی در برابر واقعیت مرگ.

استعاره می و معشوق

نمادهایی برای لذت‌های پاک و غنیمت شمردنِ دم و شادی‌های حقیقی زندگی در مقابلِ رنج‌های بیهوده.

پرسش انکاری تا کی ز قدیم و محدث امیدم و بیم

سؤالی که پاسخ آن منفی است و هدفش نفیِ اهمیتِ این پرسش‌های فلسفی نزدِ شاعر است.