رباعیات

خیام

رباعی شمارهٔ ۱۲۱

خیام
ای دوست بیا تا غم فردا نخوریم وین یکدم عمر را غنیمت شمریم
فردا که ازین دیر فنا درگذریم با هفت هزار سالگان سر بسریم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات با تکیه بر فلسفه دم‌غنیمتی، بر گذرایی و ناپایداری دنیا تاکید دارند. شاعر مخاطب را دعوت می‌کند تا از بند نگرانی‌های بیهوده برای آینده آزاد شود و به جای هراس از فردای نامعلوم، بر لحظه حال تمرکز کند.

در نگاهی عمیق‌تر، این کلام یادآور برابری تمامی انسان‌ها در برابر تقدیر نهایی یعنی مرگ است. از دیدگاه این اثر، تفاوت‌های دنیوی در گذر زمان رنگ می‌بازند و همه انسان‌ها، فارغ از نام و جایگاه، در آرامش ابدیِ پس از مرگ با گذشتگانِ دوردست برابر خواهند شد.

معنای روان

ای دوست بیا تا غم فردا نخوریم وین یکدم عمر را غنیمت شمریم

ای دوست، بیاییم و خود را درگیر غصه و اندوه آینده نکنیم و این فرصت کوتاه زندگی را که در اختیار داریم، مغتنم شمرده و قدر بدانیم.

نکته ادبی: یکدم در اینجا به معنای یک لحظه بسیار کوتاه است و غنیمت شمردن کنایه از ارزش قائل شدن برای لحظات حال است.

فردا که ازین دیر فنا درگذریم با هفت هزار سالگان سر بسریم

فردا که ما نیز از این دنیای فانی که همچون مهمان‌خانه‌ای زودگذر است رخت بربندیم، سرنوشتی مشابه تمام کسانی خواهیم داشت که هزاران سال پیش از ما از این جهان رفته‌اند و با آنان برابر خواهیم شد.

نکته ادبی: دیر فنا استعاره‌ای از دنیاست که در آن هیچ‌کس اقامت دائمی ندارد و سر به سر بودن اشاره به تساوی مطلق در خاک و نیستی دارد.

آرایه‌های ادبی

استعاره دیر فنا

دنیا به مهمان‌خانه‌ای تشبیه شده که محل اقامت دائم نیست و فنا و نیستی در آن جاری است.

کنایه غم فردا نخوریم

کنایه از رها کردن تشویش و نگرانی‌های بیهوده نسبت به آینده‌ای که در اختیار ما نیست.

مجاز هفت هزار سالگان

اشاره به تمام گذشتگان و مردگانِ اعصار دور که به صورت اغراق‌آمیز برای بیان قدمت تاریخ مرگ به کار رفته است.