رباعیات

خیام

رباعی شمارهٔ ۱۱۳

خیام
وقت سحر است خیز ای مایه ناز نرمک نرمک باده خور و چنگ نواز
کانها که بجایند نپایند بسی و آنها که شدند کس نمیاید باز

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بر محوریتِ ناپایداریِ عمر و غنیمت‌شمردنِ دمِ حال بنا شده است. شاعر با نگاهی واقع‌گرایانه، بر گذرِ شتابانِ زمان تأکید می‌ورزد و مخاطب را به دوری از اندوهِ فردا و درکِ لذتِ لحظه‌ی اکنون فرا می‌خواند تا در سایه‌ی بی‌اعتباری دنیا، فرصت را غنیمت شمارد.

فضا آکنده از نوعی خلوت‌گزینی و در عین حال بهره‌مندی از زیبایی‌های زندگی است؛ گویی شاعر می‌خواهد در گیرودارِ بی‌‌بازگشت بودنِ مرگ، لحظه‌ای کوتاه از آرامش و شادمانی را برای هم‌نشینِ خود فراهم کند.

معنای روان

وقت سحر است خیز ای مایه ناز نرمک نرمک باده خور و چنگ نواز

هنگام سپیده‌دم است، برخیز ای محبوبِ نازنین؛ آرام و پیوسته شراب بنوش و به نواختنِ ساز بپرداز.

نکته ادبی: واژه نرمک در متون کلاسیک به معنای آرام و به تدریج به کار می‌رود و مایه ناز اشاره‌ای استعاری به معشوق است.

کانها که بجایند نپایند بسی و آنها که شدند کس نمیاید باز

زیرا کسانی که امروز در این جهان حضور دارند، دیری نخواهند ماند و آنان که از این جهان رخت بربسته‌اند، دیگر هرگز بازنخواهند گشت.

نکته ادبی: فعل شدن در فارسی کهن به معنای رفتن و درگذشتن به کار می‌رود که در این بیت تقابل معنایی زیبایی با بجایند ایجاد کرده است.

آرایه‌های ادبی

کنایه باده خور و چنگ نواز

دعوت به غنیمت شمردنِ دم و بهره‌مندی از لذت‌های زندگی در فرصت کوتاه عمر.

تضاد بجایند و شدند

تقابل میان حضور و درگذشتن برای تأکید بر ناپایداری و گذران بودن هستی.

استعاره مایه ناز

به کارگیری ترکیبی وصفی برای خطاب قرار دادن معشوق و تأکید بر جایگاه والای او.