رباعیات

خیام

رباعی شمارهٔ ۱۰۲

خیام
ای دل غم این جهان فرسوده مخور بیهوده نئی غمان بیهوده مخور
چون بوده گذشت و نیست نابوده پدید خوش باش غم بوده و نابوده مخور

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

درونمایه‌ی اصلی این ابیات، دعوت به رهایی از بندِ اضطراب‌های بیهوده درباره‌ی گذشته‌ی سپری‌شده و آینده‌ی نامعلوم است. شاعر با نگاهی حکیمانه، جهان را گذران و فرسوده می‌بیند و تأکید می‌کند که عمرِ گران‌بها نباید صرفِ نگرانی‌های واهی شود.

فضای حاکم بر این اشعار، نگرشی واقع‌گرایانه و دعوت به زیستن در لحظه‌ی حال است. این دیدگاه نه از سرِ بی‌تفاوتی، بلکه برخاسته از درکِ حقیقتِ زودگذرِ هستی است تا انسان بتواند با آرامشِ خاطر، از فرصتِ کوتاهِ عمر بهره ببرد.

معنای روان

ای دل غم این جهان فرسوده مخور بیهوده نئی غمان بیهوده مخور

ای دل، غصه و اندوهِ این دنیای کهن و رو به زوال را به خود راه مده. تو برای هدفی آفریده شده‌ای و وجودت بی‌ارزش نیست، پس خود را با اندوه‌های بی‌حاصل و پوچ آزار مده.

نکته ادبی: واژه «فرسوده» استعاره از فانی بودن و کهنه‌شدنِ جهان است. «بیهوده مخور» کنایه از رنج بردن بیجا است.

چون بوده گذشت و نیست نابوده پدید خوش باش غم بوده و نابوده مخور

از آنجا که آنچه گذشته دیگر در دسترس نیست و آنچه هنوز نیامده نیز معلوم نیست پدیدار شود یا نه، پس شاد باش و خود را با حسرت‌های گذشته و نگرانی‌های آینده رنج مده.

نکته ادبی: تضادِ میان «بوده» (گذشته) و «نابود» (آینده) برای ترسیم دایره‌ی محدودِ زمان برای انسان استفاده شده است.

آرایه‌های ادبی

استعاره جهان فرسوده

تشبیه جهان به پارچه‌ای کهنه که بر اثر گذشت زمان رنگ و بوی خود را از دست داده است.

اشتقاق و تکرار بوده، نابوده

استفاده از تکرار و تضادِ ریشه‌ای برای القای بهترِ مفهومِ گذرِ زمان و بی‌فایدگیِ اندوه.

مجاز غم خوردن

غم در اینجا به معنای رنج و اندوهِ درونی است که مانند خوراکی تلخ بر جان آدمی می‌نشیند.