رباعیات

خیام

رباعی شمارهٔ ۱۰۰

خیام
از بودنی ایدوست چه داری تیمار وزفکرت بیهوده دل و جان افکار
خرم بزی و جهان بشادی گذران تدبیر نه با تو کرده اند اول کار

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بر نگرشی مبتنی بر پذیرش و آرامش در برابر مقدرات هستی تأکید می‌ورزند. شاعر خواننده را از رنج بردن بیهوده برای رویدادهای گریزناپذیر برحذر می‌دارد و او را به زندگی در لحظه و بهره‌مندی از شادی دعوت می‌کند.

مضمون اصلی، یادآوری محدودیت قدرت اراده انسان در برابر مشیت ازلی است؛ بدین معنا که چون اساس کار جهان پیش از ورود ما به آن سامان یافته، غصه خوردن برای تغییر آن تنها سبب فرسودگی روح و جان خواهد شد.

معنای روان

از بودنی ایدوست چه داری تیمار وزفکرت بیهوده دل و جان افکار

ای دوست، چرا برای اموری که مقدر شده‌اند و وقوعشان حتمی است، خود را به رنج و اندوه می‌اندازی؟ فکر کردنِ بی‌فایده درباره‌ی این مسائل، جز این نیست که دل و جانت را زخمی و آزرده می‌کنی.

نکته ادبی: واژه تیمار در اینجا به معنای اندوه و غم است و افکار، جمع مکسر فکر نیست، بلکه صفتی به معنای مجروح و آزرده‌خاطر است.

خرم بزی و جهان بشادی گذران تدبیر نه با تو کرده اند اول کار

در زندگی شادمان باش و ایام عمر را به خوشی سپری کن، زیرا امور اصلی و بنیادین جهان پیش از آنکه تو به دنیا بیایی، تقدیر و تدبیر شده است.

نکته ادبی: عبارت اول کار به آغاز آفرینش و تدبیر ازلی اشاره دارد که از اختیار انسان خارج است.

آرایه‌های ادبی

استفهام انکاری چه داری تیمار

پرسشی که پاسخ آن منفی است؛ هدف شاعر تأکید بر بی‌فایده بودنِ غصه خوردن برای مقدرات است.

کنایه تدبیر نه با تو کرده‌اند اول کار

کنایه از اینکه سرنوشت و امور کلی هستی از حیطه اختیار و اراده انسان خارج است.