رباعیات

خیام

رباعی شمارهٔ ۹۴

خیام
هم دانه امید به خرمن ماند هم باغ و سرای بی تو و من ماند
سیم و زر خویش از درمی تا بجوی با دوست بخور گر نه بدشمن ماند

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات با نگاهی فلسفی و عبرت‌آمیز به ناپایداری زندگی و اموال دنیوی می‌نگرند. شاعر با زبانی صریح به خواننده یادآوری می‌کند که جمع‌آوری مال و اندوختن ثروت بدون بهره‌مندی از آن، بی‌ثمر است؛ چرا که در نهایت، تمامی دستاوردهای انسان پس از مرگ برای دیگران باقی می‌ماند.

درونمایه اصلی این کلام، دعوت به سخاوت و بهره‌مندی از لحظات عمر در کنار عزیزان است تا پیش از آنکه دست تقدیر ثروت را به دست دشمن یا بیگانگان بسپارد، صرفِ شادی و دوستی شود.

معنای روان

هم دانه امید به خرمن ماند هم باغ و سرای بی تو و من ماند

هم ثمره تلاش و امیدهای ما در این جهان باقی می‌ماند و هم خانه و باغی که برای خود فراهم کرده‌ایم، پس از مرگ ما بدون اینکه متعلق به ما باشد، بر جای می‌ماند و به دیگران می‌رسد.

نکته ادبی: واژه خرمن استعاره از دستاوردها و حاصل عمر است و تکرار واژه ماند در هر دو مصراع، بر قطعیت و ناگزیریِ رها کردن دارایی‌ها تأکید دارد.

سیم و زر خویش از درمی تا بجوی با دوست بخور گر نه بدشمن ماند

ثروت خود را از کمترین مقدار (یک درهم) تا بیشترین حد، در زمان حیات با دوستان و عزیزانت خرج کن و لذت ببر؛ زیرا اگر چنین نکنی، در نهایت آن مال به دست دشمنانت خواهد افتاد.

نکته ادبی: درم و جو دو واحد پولی بسیار خُرد در گذشته هستند که در اینجا برای نشان دادنِ جامعیتِ ثروت (از کم تا زیاد) به کار رفته‌اند.

آرایه‌های ادبی

کنایه به خرمن ماندن

کنایه از به جای ماندن حاصل عمر و زحمات برای آیندگان پس از مرگ.

تضاد دوست و دشمن

تقابل میان دو قطب خیر و شر برای ترغیب مخاطب به بذل و بخشش در زمان حیات.

مبالغه از درمی تا بجوی

اغراق برای بیان اینکه حتی کوچک‌ترین بخش از ثروت نیز اگر با دوستان مصرف نشود، در نهایت هدر رفته و به کام دشمن خواهد بود.