رباعیات

خیام

رباعی شمارهٔ ۸۶

خیام
گر یک نفست ز زندگانی گذرد مگذار که جز به شادمانی گذرد
هشدار که سرمایه سودای جهان عمرست چنان کش گذرانی گذرد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بر ارزش بی‌بدیل زمان و کوتاهی عمر تأکید دارند و پیامی اخلاقی و فلسفی را درباره چگونگی مواجهه با زندگی به خواننده منتقل می‌کنند. شاعر با نگاهی خردمندانه، مخاطب را ترغیب می‌کند تا در کشاکش روزگار، شادی و زیستنِ آگاهانه را بر اندوه و حسرت ترجیح دهد و عمر خود را به مثابه سرمایه‌ای یگانه و غیرقابل بازگشت بداند.

درونمایه اصلی این قطعه، دعوت به غنیمت شمردنِ لحظه‌هاست. نویسنده با زبانی نصیحت‌آمیز، زندگی را به یک معامله بزرگ تشبیه می‌کند که در آن، عمر اصلی‌ترین دارایی انسان است و کیفیتِ گذراندنِ آن، تعیین‌کننده سود و زیانِ نهاییِ آدمی در مسیر هستی است.

معنای روان

گر یک نفست ز زندگانی گذرد مگذار که جز به شادمانی گذرد

اگر لحظه‌ای از عمرت سپری می‌شود، اجازه نده این زمان به هیچ شکلی جز با خرمی و شادمانی بگذرد.

نکته ادبی: واژه «نفس» در اینجا کنایه از کوتاه‌ترین واحد زمان و استعاره از لحظات زندگی است.

هشدار که سرمایه سودای جهان عمرست چنان کش گذرانی گذرد

بیدار و هوشیار باش که تنها دارایی تو در این داد و ستدِ دنیا، همین عمر توست؛ پس بدان که زندگی دقیقاً همان‌گونه که تو آن را سپری می‌کنی، به پایان خواهد رسید.

نکته ادبی: «سودا» در متون کهن به معنای معامله و تجارت است و «عمر» به عنوان سرمایه این معامله در نظر گرفته شده است.

آرایه‌های ادبی

استعاره سرمایه سودای جهان

عمر به سرمایه‌ای گرانبها در یک معامله بزرگ تشبیه شده که اگر به درستی خرج نشود، تباه می‌گردد.

مجاز نفس

استفاده از بخشی از وجود (نفس/دم) برای اشاره به تمامِ زمان و لحظاتِ زندگی.