رباعیات

خیام

رباعی شمارهٔ ۸۴

خیام
گرچه غم و رنج من درازی دارد عیش و طرب تو سرفرازی دارد
بر هر دو مکن تکیه که دوران فلک در پرده هزار گونه بازی دارد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این کلام بر بی‌ثباتی و ناپایداری احوالات انسانی در گذر روزگار تأکید دارد. شاعر با بیانی پندآموز، خواننده را به دوری از دلبستگی افراطی به خوشی‌ها و تسلیم نشدن در برابر سختی‌ها فرا می‌خواند و یادآور می‌شود که سرنوشت، بازیچه‌ای در دست زمانه است که هر لحظه می‌تواند تغییر کند.

مفهوم مرکزی این ابیات، دعوت به نگاهی واقع‌بینانه به جهان است؛ جهانی که در آن غم و شادی چون دو روی یک سکه در گردشی مداوم هستند و تکیه کردن بر هر یک از آن‌ها، نشان از بی‌خبری از مکر و دگرگونی‌های پنهان فلک دارد.

معنای روان

گرچه غم و رنج من درازی دارد عیش و طرب تو سرفرازی دارد

اگرچه مسیر اندوه و رنج من بسیار طولانی و طاقت‌فرساست و در مقابل، زندگی تو نیز در اوج لذت و خوش‌گذرانی و سربلندی قرار دارد.

نکته ادبی: ترکیب 'سرفرازی' در اینجا استعاره از برتری یافتن و در موقعیت مطلوب قرار گرفتن است و 'درازای غم' به استمرار و طولانی بودن دوران رنج اشاره دارد.

بر هر دو مکن تکیه که دوران فلک در پرده هزار گونه بازی دارد

به هیچ‌یک از این دو حال دل نبند و اعتماد مکن؛ چرا که چرخ گردون و تقدیر، در پشت پرده پنهان خود، هزاران مکر و اتفاق پیش‌بینی‌نشده دارد که می‌تواند ورق را برگرداند.

نکته ادبی: استعاره 'دوران فلک' به مفهوم تقدیر و سرنوشت به کار رفته است و 'بازی داشتن در پرده' کنایه از غافل‌گیری و مکر تقدیر است.

آرایه‌های ادبی

تضاد غم و رنج / عیش و طرب

تقابل میان دو وضعیت متضاد زندگی برای نشان دادن ناپایداری هر دو حالت.

تشخیص (شخصیت‌بخشی) دوران فلک در پرده بازی دارد

نسبت دادن صفت بازیگر و مکر به فلک که آن را به موجودی زنده و فریبنده بدل کرده است.

کنایه در پرده بازی دارد

کنایه از تغییرات ناگهانی و غیرقابل‌پیش‌بینیِ تقدیر که از دید انسان پنهان است.