رباعیات

خیام

رباعی شمارهٔ ۸۳

خیام
کم کن طمع از جهان و می زی خرسند از نیک و بد زمانه بگسل پیوند
می در کف و زلف دلبری گیر که زود هم بگذرد و نماند این روزی چند

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات با نگاهی فلسفی به ناپایداری و کوتاهی عمر، مخاطب را به رهایی از بند دلبستگی‌های دنیوی و رسیدن به آرامشی مبتنی بر خرسندی فرا می‌خواند. فضای حاکم بر این سخن، ترکیبی از زهدِ رندانه و غنیمت‌شمردنِ دم است تا انسان بتواند از اضطراب‌های ناشی از تغییرات زمانه رهایی یابد.

مفهوم بنیادین در اینجا، دعوت به گذشتن از قید و بندهای نیک و بدِ دنیا و تمرکز بر لحظات حال با چاشنی عشق و شادی است؛ چرا که شاعر بر این باور است که عمر به سرعت سپری می‌شود و هیچ دستاوردی در این جهانِ گذرا، پایدار نمی‌ماند.

معنای روان

کم کن طمع از جهان و می زی خرسند از نیک و بد زمانه بگسل پیوند

طمع‌ورزی برای دستیابی به امور دنیوی را کاهش بده و با آنچه داری خشنود باش؛ همچنین پیوند عاطفی و وابستگی خود را نسبت به اتفاقات خوب و بدِ روزگار قطع کن و به هیچ‌کدام دلبسته مشو.

نکته ادبی: بگسل در اینجا فعل امری است که از بن مضارع گسستن گرفته شده و به معنای قطع کردن و بریدن است؛ این واژه در متون کهن برای بیان رهایی از قید تعلقات به کار می‌رود.

می در کف و زلف دلبری گیر که زود هم بگذرد و نماند این روزی چند

در حالی که جام باده (نماد شادی و بی‌خبری از غم) در دست داری و دست در زلف محبوب داری، از این لحظات لذت ببر؛ زیرا این فرصت کوتاه زندگی به سرعت می‌گذرد و از این عمرِ اندک چیزی باقی نمی‌ماند.

نکته ادبی: تعبیر 'روزی چند' در اینجا کنایه از فرصت محدود عمر در برابر ابدیت است و لحنِ آن، تداعی‌کننده آموزه‌های خیامی درباره مغتنم شمردنِ دم است.

آرایه‌های ادبی

تضاد نیک و بد

همنشینی دو واژه متضاد برای بیان پوشش کاملِ تمامی اتفاقات و حوادث روزگار و دعوت به بی‌اعتنایی نسبت به همه آن‌ها.

نماد می در کف

استفاده از می به عنوان نمادِ غنیمت شمردن لحظه، شادیِ درونی و رهایی از بند اندیشه‌های آزاردهنده و فلسفی.

کنایه بگسل پیوند

کنایه از بی‌اعتنایی و قطع دلبستگی‌های عاطفی و روانی به نتایج و رویدادهای غیرقابل پیش‌بینیِ دنیا.