رباعیات

خیام

رباعی شمارهٔ ۸۲

خیام
کس مشکل اسرار اجل را نگشاد کس یک قدم از دایره بیرون ننهاد
من می نگرم ز مبتدی تا استاد عجز است به دست هر که از مادر زاد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر حقیقتِ حتمیِ محدودیت‌های وجودی انسان در برابر قدرتِ سرنوشت و معمای هستی است. شاعر با نگاهی واقع‌بینانه به جهان هستی، عمرِ آدمی را در دایره‌ای می‌بیند که خروج از آن برای هیچ‌کس، اعم از دانشمند یا نادان، ممکن نیست.

مضمونِ مرکزیِ این گفتار، اعتراف به ناتوانی و عجزِ همگانی در مواجهه با پرسش‌های بنیادیِ حیات و مرگ است و نشان می‌دهد که دانش بشری در برابر رازهای بزرگِ آفرینش همواره ناتمام و بی‌اثر باقی می‌ماند.

معنای روان

کس مشکل اسرار اجل را نگشاد کس یک قدم از دایره بیرون ننهاد

هیچ‌کس نتوانسته است گره از راز مرگ و سرنوشت نهایی بگشاید و هیچ انسانی قادر نبوده است که حتی گامی فراتر از مرزهای تعیین‌شده‌ی تقدیر برای بشر بگذارد.

نکته ادبی: اجل در زبان کهن به معنای زمان مرگ و سررسید عمر است و دایره کنایه از محدودیت‌های جبری زندگی است.

من می نگرم ز مبتدی تا استاد عجز است به دست هر که از مادر زاد

من به تمامی انسان‌ها، از دانش‌آموزانِ تازه کار تا استادانِ بزرگ نگاه می‌کنم و می‌بینم که هر کس که در این دنیا به دنیا آمده، در برابر راز هستی و مرگ، ناتوان و درمانده است.

نکته ادبی: از مادر زاد کنایه از تمامیِ بشر است و عجز در اینجا به معنایِ ناتوانیِ مطلق در برابر تقدیر و مرگ است.

آرایه‌های ادبی

کنایه دایره بیرون ننهاد

به معنای عدمِ تجاوز از حدودِ معینِ زندگی و تقدیر است.

تضاد مبتدی تا استاد

اشاره به شمولیتِ عامِ ناتوانیِ بشری در تمامِ طبقات و سطوح علمی.