رباعیات

خیام

رباعی شمارهٔ ۷۸

خیام
دهقان قضا بسی چو ما کشت و درود غم خوردن بیهوده نمیدارد سود
پر کن قدح می به کفم درنه زود تا باز خورم که بودنیها همه بود

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بر محورِ اندیشه‌ی جبرگرایی و ناپایداریِ عمر استوار است. شاعر با بهره‌گیری از تمثیل کشاورزی، سرنوشتِ آدمی را تحتِ اراده‌ی قضا و قدر می‌داند و نتیجه می‌گیرد که اندوه خوردن برای اموری که مقدر شده‌اند، بی‌فایده است.

مضمونِ کانونی در این سروده‌ها، دعوت به زیستن در لحظه و رهایی از بندِ اضطرابِ فرداست. نگاهِ تقدیرگرایانه به هستی، فضایی حزن‌آلود اما در عین حال رها را ترسیم می‌کند که در آن لذتِ دم، پناهگاهی در برابرِ تیرگیِ آینده است.

معنای روان

دهقان قضا بسی چو ما کشت و درود غم خوردن بیهوده نمیدارد سود

دهقانِ سرنوشت، پیش از ما نیز بارها کسانی چون ما را آفرید و درو کرد؛ پس غصه خوردنِ بیهوده، هیچ سودی به حالِ ما ندارد.

نکته ادبی: دهقان در اینجا استعاره از روزگار و قضا و قدر است و کشت و درو کنایه از چرخه بی‌انتهای مرگ و زندگی است.

پر کن قدح می به کفم درنه زود تا باز خورم که بودنیها همه بود

جامِ شراب را برایم پر کن و زود به دستم بده تا بنوشم، چرا که هر آنچه در این جهان باید رخ می‌داد، پیش‌تر در تقدیر رقم خورده و تمام شده است.

نکته ادبی: بودنی‌ها به معنای مقدراتِ ازلی است که فارغ از اراده‌ی انسان، در لوحِ تقدیر ثبت شده است.

آرایه‌های ادبی

استعاره دهقان قضا

قضا و قدر به کشاورزی تشبیه شده است که انسان‌ها را همانند محصولی می‌کارد و درو می‌کند.

کنایه کشت و درود

کنایه از تولد و مرگِ انسان‌ها در چرخه هستی و گذرا بودنِ عمر است.

نماد قدح می

نمادِ بهره‌مندی از لحظه‌های گذرا و فراموشیِ غم‌های هستی.