رباعیات

خیام

رباعی شمارهٔ ۶۷

خیام
بر پشت من از زمانه تو میاید وز من همه کار نانکو میاید
جان عزم رحیل کرد و گفتم بمرو گفتا چکنم خانه فرو میاید

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات فضایی لبریز از حسرت و اندوه نسبت به گذشت عمر و زوال جسمانی را به تصویر می‌کشند. شاعر در این قطعه، ناتوانی انسان در برابر فشارهای بی‌پایان روزگار و فروپاشیِ ناگزیرِ کالبد مادی را با زبانی صریح بیان کرده است.

درونمایه اصلی این کلام، جدال میان میل به ماندن و جبرِ رفتن است؛ جایی که روحِ خسته، جسمِ فرسوده را خانه‌ای می‌بیند که دیگر تابِ سکونت ندارد و ناچار به هجرت و مرگ تن می‌دهد.

معنای روان

بر پشت من از زمانه تو میاید وز من همه کار نانکو میاید

روزگار پیوسته بارهای سنگینِ سختی را بر دوش من می‌گذارد و هر کار و تلاشِ من، بی‌ثمر و نامناسب از آب درمی‌آید.

نکته ادبی: استفاده از عبارت «بر پشت آمدن» کنایه از تحمیل بارِ مسئولیت یا مصیبت است. واژه «نانکو» در ادبیات کهن به معنای بی‌سامانی و ناپسندی به کار می‌رود.

جان عزم رحیل کرد و گفتم بمرو گفتا چکنم خانه فرو میاید

جانِ من تصمیم به سفرِ ابدی (مرگ) گرفت، من از او خواهش کردم که نرود و بماند؛ اما جان در پاسخ گفت: چه می‌توانم بکنم؟ این خانه (جسم من) در حال فرو ریختن و ویرانی است.

نکته ادبی: «عزم رحیل کردن» اصطلاحی برای تصمیم بر کوچ کردن و در اینجا استعاره‌ای برای میل به مرگ است. «خانه» در اینجا نماد و استعاره از بدن انسان است که به دلیل کهولت یا بیماری رو به زوال است.

آرایه‌های ادبی

استعاره خانه

اشاره به جسم و کالبد مادی انسان که مانند خانه‌ای که در حال فروریختن است، دیگر جای سکونت روح نیست.

تشخیص (جان‌بخشی) جان عزم رحیل کرد و گفتم بمرو

شاعر به جان ویژگی‌های انسانی بخشیده و با آن به گفتگو پرداخته است.

کنایه بر پشت من از زمانه می‌آید

کنایه از فشارها و بارهای سنگین مشکلات زندگی که گویی بر دوش فرد سنگینی می‌کند.