رباعیات

خیام

رباعی شمارهٔ ۶۰

خیام
از آمدنم نبود گردون را سود وز رفتن من جلال و جاهش نفزود
وز هیچ کسی نیز دو گوشم نشنود کاین آمدن و رفتنم از بهر چه بود

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این دو بیت بازتاب‌دهنده حیرت و سرگشتگی انسان در برابر پهنه بیکران هستی است. شاعر با نگاهی واقع‌بینانه و فلسفی به ناچیزی حضور بشر در چرخه طبیعت می‌نگرد و تأکید می‌کند که تولد و مرگ انسان، تغییری در شکوه و جلال جهان نمی‌آفریند.

درونمایه اصلی این کلام، پرسش بنیادین از غایت و هدف خلقت است. شاعر از نبود پاسخ روشن برای چراییِ بودن، لب به گلایه می‌گشاید و بر این باور است که راز هستی برای هیچ‌کس فاش نشده است.

معنای روان

از آمدنم نبود گردون را سود وز رفتن من جلال و جاهش نفزود

آمدن من به این جهان، هیچ سودی برای آسمان و فلک نداشت و رفتن من نیز ذره‌ای بر شکوه و بزرگی آن نیفزود.

نکته ادبی: گردون استعاره از جهان و آسمان است که در تقابل با ناچیزی انسان قرار گرفته است و با واژگان جلال و جاه ارتباط معنایی دارد.

وز هیچ کسی نیز دو گوشم نشنود کاین آمدن و رفتنم از بهر چه بود

و هرگز از هیچ‌کس نشنیدم که هدف و دلیل این آمدن به دنیا و رفتن از آن چیست.

نکته ادبی: کاین مخفف که این است؛ پرسش در اینجا نشان‌دهنده بن‌بست معرفتی انسان در درک اسرار آفرینش است.

آرایه‌های ادبی

تشخیص گردون

نسبت دادن ویژگی‌های انسانی نظیر داشتن جلال و جاه یا پذیرش سود و زیان به گردون یا فلک جهت نشان دادن بی تفاوتی طبیعت نسبت به انسان.

تضاد آمدن و رفتن

تقابل میان دو رویداد تولد و مرگ برای نشان دادن چرخه بی‌ثمر و تکراری حیات در نگاه شاعر.