رباعیات

خیام

رباعی شمارهٔ ۵۱

خیام
هر سبزه که برکنار جویی رسته است گویی ز لب فرشته خویی رسته است
پا بر سر سبزه تا به خواری ننهی کان سبزه ز خاک لاله رویی رسته است

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات با نگاهی فلسفی و عارفانه به چرخه حیات و مرگ می‌نگرند. شاعر بر این باور است که هر ذره از طبیعت، نشانی از انسان‌های درگذشته در خود دارد و به همین سبب، زیبایی‌های جهان هستی را بقایای وجودیِ انسان‌های زیبارو و پاک‌سرشت می‌داند.

مضمون اصلی، دعوت به تواضع و فروتنی در برابر طبیعت است. از دیدگاه شاعر، چون خاکِ این زمین دربردارنده‌ی اجزای تنِ انسان‌های خفته در خاک است، هرگونه رفتاری که توأم با بی‌احترامی یا غرور باشد، بی‌حرمتی به ساحتِ وجودی آنان محسوب می‌شود.

معنای روان

هر سبزه که برکنار جویی رسته است گویی ز لب فرشته خویی رسته است

هر گیاه و سبزه‌ای که در کنار رودخانه جوانه زده و رشد کرده است، گویی از روی لب‌های انسانی زیبا و فرشته‌مانند برآمده است.

نکته ادبی: ترکیب «فرشته‌خو» صفت مرکب برای توصیف ویژگی‌های معصومانه و زیباست که استعاره‌ای برای انسان‌های پاک‌سیرت است.

پا بر سر سبزه تا به خواری ننهی کان سبزه ز خاک لاله رویی رسته است

هنگام راه رفتن، با بی‌اعتنایی و غرور بر سبزه قدم مگذار، زیرا این گیاه از خاکِ وجود انسانی زیبا و لطیف روییده است.

نکته ادبی: «لاله‌روی» استعاره‌ای است که به چهره‌های سرخ‌گون و زیبارویان اشاره دارد و بر پیوندِ میان تنِ انسان و عناصرِ طبیعت تأکید می‌کند.

آرایه‌های ادبی

تشبیه هر سبزه... گویی ز لب فرشته خویی رسته است

تشبیه لطیف سبزه کنار جوی به لبِ معشوق یا انسانی فرشته‌خو برای القای حس تازگی و زیبایی.

استعاره لاله‌روی

استعاره از انسان زیبارو و صاحب‌جمال که اکنون در خاک آرمیده است.

تلمیح و فلسفه تناسخ خیامی خاکِ لاله رویی

اشاره به عقیده خاص شاعر مبنی بر بازگشت اجزای تن آدمی به طبیعت و حلولِ دوباره آن در گیاهان و گل‌ها.