رباعیات

خیام

رباعی شمارهٔ ۳۷

خیام
ساقی گل و سبزه بس طربناک شده ست دریاب که هفته دگر خاک شده ست
می نوش و گلی بچین که تا درنگری گل خاک شده ست و سبزه خاشاک شده ست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

درون‌مایه اصلی این ابیات، تذکر به ناپایداری و گذرا بودنِ عمر و زیبایی‌های جهان است. شاعر با نگاهی واقع‌گرایانه، مخاطب را به غنیمت شمردنِ لحظه‌های حال دعوت می‌کند تا پیش از آنکه دستانِ سردِ روزگار، طراوتِ هستی را به غبارِ فراموشی و خاک بدل کند، دمی به شادمانی بگذراند.

فضای حاکم بر این سخن، آمیزه‌ای است از لذت‌جوییِ خردمندانه و اندوهی ژرف نسبت به فانی بودنِ طبیعت که انسان را به بیداری و هوشیاری در برابر گذرِ شتابانِ زمان فرا می‌خواند.

معنای روان

ساقی گل و سبزه بس طربناک شده ست دریاب که هفته دگر خاک شده ست

ای ساقی! گل و سبزه چنان طراوت و سرسبزی یافته‌اند که جهان پر از شور و نشاط گشته است؛ این فرصت را غنیمت بشمار و از آن بهره ببر، زیرا همین زیبایی‌ها به‌زودی به خاک بدل می‌شوند.

نکته ادبی: واژه دریاب در اینجا فعل امری است به معنای غنیمت شمردن و بهره‌برداری از زمان حال.

می نوش و گلی بچین که تا درنگری گل خاک شده ست و سبزه خاشاک شده ست

باده بنوش و از زیبایی گل‌ها بهره‌مند شو؛ چرا که اگر اندکی درنگ کنی و دوباره به اطراف بنگری، می‌بینی که آن گل‌ها به خاک تبدیل شده و آن سبزه و چمن به خاشاکِ خشک و بی‌ارزش بدل گشته‌اند.

نکته ادبی: ترکیب درنگری در اینجا به معنای نگاه کردن و تأمل کردن است که کنایه از گذر سریع زمان دارد.

آرایه‌های ادبی

تضاد گل و خاک

تقابل میان زیبایی و طراوتِ گل با تیرگی و نیستیِ خاک برای تأکید بر زوال‌پذیری.

کنایه به خاک شدن

کنایه از مرگ، فنا و بازگشت اجزای هستی به طبیعت.

نماد می

نمادی از خوش‌باشی و غنیمت شمردنِ فرصتِ کوتاه زندگی.