رباعیات

خیام

رباعی شمارهٔ ۳۱

خیام
دارنده چو ترکیب طبایع آراست از بهر چه او فکندش اندر کم و کاست
گر نیک آمد شکستن از بهر چه بود ورنیک نیامد این صور عیب کراست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات پرسشی عمیق و چالش‌برانگیز را درباره حکمت خلقت مطرح می‌کنند. شاعر با نگاهی جستجوگرانه به هستی و نظم حاکم بر طبیعت می‌نگرد و از تضاد میان زیباییِ خلقت و نقصِ فرجامِ آن که همان زوال و نابودی است، سخن می‌گوید.

درونمایه اصلی این ابیات، پرسش از چراییِ نقص و کاستی در جهانِ آفرینش است. شاعر با زبانی انتقادی، گویی از خالقِ هستی درباره فلسفه وجودیِ زوال و کاستیِ موجود در مخلوقات پرسش می‌کند و حکمتِ پسِ پرده‌ی این هستیِ ناپایدار را به چالش می‌کشد.

معنای روان

دارنده چو ترکیب طبایع آراست از بهر چه او فکندش اندر کم و کاست

خداوند که آفریننده‌ی هستی است، وقتی اجزای وجود انسان و طبیعت را به هماهنگی و کمال آفرید، به چه دلیل در آن نقص و کاستی و زوال قرار داد؟

نکته ادبی: دارنده در اینجا به معنای پروردگار و آفریننده است. طبایع به معنای عناصر چهارگانه یا نهاد و سرشت است که در ادبیات کهن به ترکیبِ وجودی انسان اشاره دارد.

گر نیک آمد شکستن از بهر چه بود ورنیک نیامد این صور عیب کراست

اگر این آفرینش نیکو و کامل بوده است، پس دلیلِ نابودی و مرگ آن چیست؟ و اگر آفرینشِ خوبی نبوده و نقص دارد، این چهره‌ی پُرعیب و ایراد، نتیجه‌ی کار چه کسی است؟

نکته ادبی: صور جمع صورت به معنای چهره‌ها و نمودهای ظاهریِ موجودات است. شکستن در اینجا کنایه از مرگ و فناپذیری است.

آرایه‌های ادبی

کنایه شکستن

کنایه از مرگ و فنای موجودات که به شکستنِ ظرفی یا ابزاری تشبیه شده است.

استفهام انکاری از بهر چه او فکندش اندر کم و کاست

شاعر با طرح پرسش، در پی ابراز تردید و اعتراض به روند هستی است تا مخاطب را به تفکر در باب حکمتِ زوال وادارد.

تضاد (طباق) نیک و عیب

تقابل میان مفهومِ خوبی و کمال با عیب و نقص برای برجسته کردن پرسشِ فلسفی شاعر.