دیوان اشعار - رباعیات

خاقانی

رباعی شمارهٔ ۲۶۵

خاقانی
تا بشنودم کاهوی شیرافکن من ماتم زده شد چون دل بی مسکن من
حقا و به جان او که جان در تن من بنشست به ماتم دل روشن من