دیوان اشعار - رباعیات

خاقانی

رباعی شمارهٔ ۱۸۱

خاقانی
ای زلف بتم به شب سیاهی ده باز وی شب شب وصل است دژم باش و دراز
ای ابر برآی و پرده بر ماه انداز وی صبح کرم کن و میا زآن سو باز