دیوان اشعار - رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۰۸
خاقانی
معشوق ز لب آب حیات انگیزد
پس آتش تب چرا ازو نگریزد
آن را که ز لب دم مسیحا خیزد
آخر به چه زهره تب در او آویزد