دیوان اشعار - قطعات

خاقانی

شمارهٔ ۲۹۸ - در مرثیهٔ فلکی شروانی

خاقانی
عطسهٔ سحر حلال من فلکی بود بود به ده فن ز راز نه فلک آگاه
زود فرو شد که عطسه دیر نماند آه که کم عمر بود عطسهٔ من آه
جانش یکی عطسه داد و جسم بپرداخت هم ملک الموت گفت یرحمک الله